هر چی شد تموم شد
منم تموم شدم
دیگه رفتم
دلم براتون تنگ میشه
بدرود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:15 توسط angry girl
انقدر ناراحتم که نمیدونم چی بگم و چیکار کنم
به من تسلیت نگید...
نمیتونم و نمیخوام باور کنم که اون دیگه رفته
حتی برا یک ثانیه نمیتونم فکرشو بکنم که
رضا فاضلی عزیز دیگه رفته
دیگه به چی باید دلخوش و امیدوار بود
این یه خبر باور نکردنیه
هنوزم برام قابل قبول نیست
.
.
.
به همتون تسلیت میگم .....یاد و نامش جاوید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:24 توسط angry girl
سال ۷۰۳۱ آریایی رو به تموم آریایی های عزیز تبریک میگم
عیدتون مبااااااااااااااااااارک
.
هرسال هفت سین نوروزی رو به رسم اجدادمون میچینیم
ولی خیلیامون مفهوم این سین ها و دلیل گذاشتنشون سر
سفره رو نمیدونیم
تو این پست که اولین پست سال ۷۰۳۱ هستش میخوام در مورد
هفت سین بنویسم
هفتسین سفرهای است که ایرانیان هنگام نوروز میآرایند.
آنچه که در این سفره قرار میگیرد، باید دارای هفت خصوصیت زیر باشد:
پارسی باشد؛
با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛
ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛
خوردنی باشد؛
اسم مرکب نباشد؛
برای بدن سودمند باشد؛
بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگیها نباشد -
اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمیتوان جزء هفت سین
به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که
این ویژگیها را دارا هستند:
سیر : به نام و عنوان اهورامزدا
سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند)
سبزی: به نام فرشتهٔ اردیبهشت
سنجد : به نام فرشتهٔ خرداد
سرکه: به نام فرشتهٔ امرداد
سمنو : به نام فرشتهٔ شهریور
سماق: به نام فرشتهٔ بهمن

و اما هرکدوم از این سین ها نماد چیزی هستند و وجودشون دلیلی داره:
سنجد سین اول:
نماد فرزانگی و زایش
سنجد به عنوان نماد خرد و فرزانگی و سنجیده عمل کردن قبل از همه سینها
توسط دختران نابالغ که نماد زایش و باروری هستند بر سر سفره قرار میگیرد .
البته زرتشتیان آب و تخم مرغ را یه نماد باروری بر سر سفره قرار میدهند
سین دوم سیب :
نماد سلامتی
مفهوم آن بر این استوار شده که تن و جان و جامعه انسان را از گزند و آسیب دور میسازد
سیب را مادر یا پدر بزرگ خانواده بر سر سفره میچیند و شاید به این خاطر که همه ی
ما بارها شاهد نگرانی مادر خانواده برای حفظ سلامتی اعضای خانواده بوده ایم.
سین سوم سبزه
نماد ساد آور سبزی و نشاط
از سین سوم به بعد قاعده ی خاصی وجود ندارد و هرکدام از اعضای خانواده میتوانند
بیاورند و بر سر سفره بچینند سبزه نشانه خوش اخلاقی ُخرمی و شادیست
اما رنگ سبز در سراسر حوزه مدیترانه و یونان رنگ دلدادگی شناخته شده و
چنانچه در ایران و بسیاری از کشورها رسم است برای مسافران هنگام بازگشت
سبزه می اندازند و به او هدیه میدهند.
سین چهارم سمنو
نماد قدرت
سمنو غذایی مقویست که از آرد و گندم تهیه شده و یه آن غذای مرد آفرین
میگویند و سرشار از ویتامین E است به عنوان جهان قدرت بر سر سفره هفت سین
قرار میگیرد
سین پنچم سیر:
نگهبان سفره و نماد سیری چشم و دل
سیر برای ما بیانگر عدم تجاوز به حقوق دیگران است و اما در آیین زرتشتی
سیر و سرکه در هفت سین به منظور گند زدایی و دوری از آلودگیست.
سین ششم سرکه
نماد تسلیم و رضا
در ادبیات ایرانی از سرکه برای توصیف اشک و اضطراب و گریه استفاده شده
سفره بر سر هفت سین مارا به پذیرش نا ملایمات دعوت میکند.
سین هفتم سماق
نماد صبرو بردباریست
و سین هشتم که بعد از ضرب سکه وارد سفره هفت سین شده سرکه ست
که اون رو به منظور نمادی از افزایش دارایی بر سر سفره قرار میدهند.
| سفره هفت سین | |
| سینهای باستانی (متداولتر) |
|
| دیگر سینها | سوسن• سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه |
| دیگر اقلام |
|
اینا چیزایی هستش که از منابعی که پایین معرفی کردم گرفتم
و فکر میکنم ویکی پدیا معتبر تر ازهمه باشه
منابع
http://www.aryalink.com/articles/0000253.php
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C%D9%86
http://thegreatpersia.blogfa.com/post-46.aspx
و یه خبر جالب:
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:10 توسط angry girl
درود![]()
اینبار در مورد عجایب هفتگانه مینویسم:
عجایب هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق میشود.
این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانیالاصل به نام
آنتیپاتروس در قرن دوم
پیشاز میلاد در یک کتاب ثبت شدهاست. مشخص نیست که این فرد
خودش این آثار را دیدهاست یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است
که وی در زمانی میزیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود
بودهاند و او نمیخواست ویرانهها را به همعصران خود معرفی کند.
۱- مجسمه زئوس در المپیا:
مجسمه زئوس رب النوع یونانی واقع در کوه المپ یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان
است.این اثرکم نظیر در سال 450 قبل ازمیلاد به دست فیدیاس سنگتراش خالق مجسمه
مشهور آتنا الهه یونانی- واقع درمعبد پارتنون آتن - ساخته شد. بدنه ی این مجسمه ازعاج
فیل وردا وموهایش از طلای ناب و برای ساخت سریر مزین به طلا و جواهرات زئوس
از چوب درخت سرواستفاده شده بود.فیدیاس به خاطر نشان دادن هرچه بیشتر اقتدارونیرو
مندی زئوس عمدا"ارتفاع مجسمه را به 12 مترمی رساندبه طوری که سر مجسمه با سقف
معبدبرخورد می کرد.معبد64 متری زئوس بابرخورداری ازسبک معماری یونان باستان و
داشتن 72ستون بیرونی وسنگتراش هنرمندانه وزیبای کف ظاهری فوق العاده خیره کننده
داشته است.مجسمه زئوس پس از850 سال پایداری سرانجام توسط یونانی ها به استانبول
منتقل می گرددوپس از وقوع آتش سوزی مهیبی که در محل جدید اتفاق می افتدبرای همیشه
از صحنه روزگارمحو می شود.


۲-معبد آرتمیس در افوسوس ترکیه:
معبد آرتمیس درافوسوس یکی اززیباترین بناهای دنیای قدیم به شمار می آید.بنای مذکور با
داشتن 100 ستون مرمرین زیبا که ارتفاع هرکدام به15 مترمی رسیدیکی ازعجایب هفت
گانه عالم به حساب می آید.
معبد آرتمیس با وسعتی چند برابر آکروپلیس با از سر گذراندن فرازوفرودهای بسیار در طی
تاریخ به سال 550 میلادی برای نخستین بارطعمه حریق می گردداما بسیارزیباترومجلل تر
بازسازی میشود.این معبد برای دومین مرتبه توسط شخص بد سرشتی بنام هروستراتوس که
برای ماندگاری نامش درآن روزگار اقدام بدین کار می کند طعمه آتش می شود در نهایت پس
از بازسازی مجدد در 262 پس از میلاد بر اثر هجوم بربرها برای همیشه از صحنه روزگار
محو می شود

۳- مجسمه رودس در یونان:
ارتفاع این مجسمه با احتساب پایه ی آن به اندازه یک ساختمان 15 طبقه امروزی بوده است .
این مجسمه شاهکاری در معماری به شمار می آ ید که بر روی جزیره رودس در حدود 280
سال قبل از میلاد بنا نهاد شده است . هیچ کس به درستی نمی داند که این مجسمه شبیه به چه
بوده و دقیقا درکجا قرار داشته است .دراین باب نظریات بسیاری وجود دارد اما عمومی ترین
نظریه آن است که مجسمه رودس در ورودی لنگرگاهی بنا شده بود و پاهای مجسمه در دو
طرف قرارداشته به طوری که کشتیها از بین پاهای آن عبورمی کردند .این فرضیه تاحدودی
نیز مشکلات غیر قابل حل در آن قرن را مطرح می کند . طبق قرائن در زمان احداث این
مجسمه اوضاع اقتصادی بندر مورد نظر نیز با رکود بی سابقه ای روبه رو میگردد .
این مجسمه یکی از عجایب هفتگانه دنیای قدیم به شمار میآید که برای مدت کوتاهی در حدود
53 سال پا بر جا بوده است . این مجسمه در نها یت توسط زلزله ای مهیب از هم فرو پاشید

۴-اهرام ثلاثه مصر:(هرم خوفو)
هرم خوفوبزرگترین هرم در بین اهرام سه گانه وقدیمی ترین بنا در میان عجایب هفت گانه
است که در حال حاضر پابرجا می باشد.این هرم 300 متری ساخت دست بشر دنیای باستان
تا قبل از برپایی برج ایفل درسال1889 به مدت 4400 سال بلندترین بنای جهان به شمار
می آمده است.درساخت هرم خوفو از سنگ های فوق العاده حجیمی استفاده شده است. سطح
خارجی سخت وزمختی که امروزه ما از این هرم مشاهده می کنیم در حقیقت مقبره فرعونی
بنام خوفو بوده که در آن روزگار پوشیده شده از سنگ های آهکی صیقل داده شده زیبای بوده
است .با سرقت سنگهای با ارزش هرم خوفو توسط فرمانروایان بعدی رفته رفته تا 5 درصد
از ارتفاع هرم کاسته می شود و به ارتفاع کنونی آن یعنی 138 متر می رسد . هرم خوفو
دارای سه اتاق دفن اجساد بوده اتاق تحتانی محل دفن فرعون اتاق میانی محل دفن ملکه و اتاق
فوقانی جهت گمراهی دزدان و حفظ اشیاء گرانبهای هرم بوده است.


۵-فانوس اسکندریه:
فانوس اسکندریه یکی از برجسته ترین شاهکارهای روزگار باستان بوده است .ارتفاع تقریبی
بنا در آن روزگار به اندازه ی یک ساختمان 40 طبقه امروزی بوده و قریب 16 قرن پا برجا
مانده است . فانوس اسکندریه بر خلاف دیگرعجایب ششگانه دارای موارد عملی بسیاری بوده
است از آن جمله کمک به کشتیها در راه یابی صحیح و پهلو گیری بی خطر در کنار اسکله ها
ونیز به وجودآوردن امکان تشخیص هر چه بهتر کشتیهای جنگی دشمن توسط قوای نظامی .
آنچه مسلم است فانوس بدلیل برخورداری ازساختاری سخت ومستحکم توانسته است به مدت
1600 سال پا بر جا بماند اما وقوع زلزله های پی در پی و طوفانهای دریایی مهیب زمستانی
سر انجام مقاومت بنا را در هم می شکند . روشنایی برجهای فانوس که در بخش فوقانی آن
قرار داشتند به هنگام شب توسط آتش ودر طول روز با تابانیدن نور خورشید توسط آیینه ای
بزرگ فراهم می گشته است. بنابر قرائن بدست آمده توسمی اول سردار نامی اسکندر کبیر در
اوایل قرن سوم پیش از میلاد فرمان ساخت بنای فانوس را بنام اسکندر مقدونی صادر می کند
وسر انجام پس از25 سال پسرش توسمی دوم موفق به تکمیل واتمام بنا می گردد. ساختمان
فانوس اسکندریه دارای سه بخش بوده: قاعده مستطیل شکل تحتانی بخش میانی هشت وجهی
وقسمت فوقانی استوانه شکل که در برگیرنده ی برج های دوگانه در راس بوده است.ارتفاع
تقریبی فانوس اسکندریه100تا180مترتخمین زده می شود که تا قبل از ساخت برج ایفل در
فرانسه به سال 1889 دومین بنای مرتفع عالم پس از اهرام ثلاثه مصر به شمار می آمده
است
.


۶- مقبره هالیکار ناسوس در ترکیه :
یکی دیگر از عجایب هفتگانه عالم باستان مقبره زیباوپرشکوه هالیکارناسوس در ترکیه است.
سقف این مقبره در زمان خود با مجسمه های بسیارزیبا و خیره کننده ای ازاسبهای ارابه شاه
ماسالوس وهمسرش ملکه آرتمیسیا دراوج شکوه وعظمت مزین بوده است.ارتفاع این مقبره ی
مرمرین به اندازه ی یک ساختمان 14 طبقه امروزی می رسیده است.
ملکه آرتمیسیا در سال 353 قبل از میلاد فرمان ساخت بنای مقبره ی همسرش را در دامنه
کوه مشرف به ماسالوم وخلیج منتهی به آن صادر میکند. ملکه برای ارج نهادن به مقام شامخ
همسرش جهت ساخت مقبره از مشهورترین وبرجسته ترین معماران و هنرمندان خویش مدد
می جوید. قرائن نشانگر آن است که شاه ماسولوس تنها یک حکمران ایالتی در قلمرو وسیع
امپراطوری ایران باستان در2300 سال پیش بوده است. ملکه آرتمیسیا تنها دو سال پس از
وفات همسر محبوبش زنده می ماند جنازه ی اورا کنار همسرش در مقبره ی هالیکارناسوس
به خاک می سپارند. این بنا نیز در حدود 17 قرن پابرجا می ماند ودر 1400 سال بعد از
میلاد بر اثر وقوع چندین زلزله ی شدید درهم فرو می ریزد.

۷-باغ های معلق بابل در عراق:
باغ های معلق بابل درعراق یکی از بحث انگیزترین ومرموزترین عجایب هفتگانه است چرا
که هنوز برخی از باستان شناسان دروجود داشتن آنها دچارشک وتردید هستند. سال ها پس از
به دست آمدن اسناد موثق و بررسی دقیق خرابه های برجا مانده ازآن ایام وجود این باغ ها تا
حدود زیادی اما درمقیاس کوچکتر ازآنچه تصور می رفت به اثبات رسید. پاسخ به این سوال
که علت ساخت چنین باغ هایی اصولا"چه بوده همچنان درهاله ای از ابهام است؟ اما آنچه از
قرائن و شواهد به دست آمده این است که : شاه نبو چادنزاردوم که دارای شهرت مذهبی نیز
فرمان ساخت این باغ های عجیب را برای اولین بار و به دلیل رهایی وخشنودی همسرش از
دلتنگی برای سرزمین پدریش صادر می کند. این تپه های مصنوعی بی مانند سبز و خرم که
مملو از درختان وگل های زیبا ورنگارنگ بوده تا حدی توانسته اند از تالم خاطر واندوه ملکه
بکاهند. روایات دیگر حکایت از آن دارند که این باغ به دستور یکی از ملکه های قدرتمند
سرزمین آشوروبه جهت تفریح وسرگرمی بنا گردیده اند وسایر اسناد تاریخی حاکی از ساخت
این باغ ها توسط دیگر شاهان قدرتمند آشور هستند.
منابع:
http://7wonderfuls.tripod.com/
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:10 توسط angry girl
سوژه ی جدید برای خنده سریال حضرت یوسف
من اسم این فاجعه رو گذاشتم طنز تاریخی ....
کسایی که کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو خونده باشن میفهمن که این
فیلم به طور کامل از رو اون کتاب درست شده و اومدن حضرت یوسف رو به زمان
آمن هوتب چهارم که بعدها اسم خودش رو میذاره آخناتون ربط میدن در حالی که
تو سینوهه هیچ اسمی از یه پیامبر یکتا پرست آورده نشده......
اول یه توضیح مختصر در مورد کتاب سینوهه
این کتاب یه رمان تاریخی هستش......سینوهه پزشک مخصوص فرعون حدود1350سال
ق.م توی شهر طبس بوده و تو اواخر عمر و دوران پیری ،تموم اتفاقایی رو که از
بدو تولدش رخ میده تا آخرین روزای عمرش مینویسه......سینوهه وقتی جوون بود
وارد کاخ فرعون شد و به عنوان پزشک مخصوص فرعون اونجا بود و یکی از نزدیکان
فرعون (آمن هوتب چهارم )شد ....چون آخناتون خیلی با سینوهه صمیمی بود و
با اون احساس راحتی میکرد .....
این کتاب کتاب فوق العاده عالی هستش و خوندنش برا همه واجبه ...چون
هرکی این کتاب رو بخونه درحد خیلی زیادی اطلاعات عمومیش بالا میره چون
سینوهه در مورد پوشش مردم مصر ،بابل ، سوریه ،هاتی......وضعیت جنگها...
پوشش های جنگی ....سلاح جنگ، نجوم ،پزشکی ، رسوم و عقاید مردم ..
تو این کتاب حرف زده و واقعا همه چی رو توضیح داده ...
حالا این یه تبلیغ برای کتاب سینوهه ولی هدف من از معرفی این کتاب اینه
که در مورد آمن هوتب چهارم یا آخناتون و فجایع زمانش با استفاده از سند
تاریخی حرف بزنم.

سینوهه توی کتابش در مورد آخناتون گفته که این فرعون آدم فوق العاده
صلح طلبی بود و همیشه معتقد بود که بین فقیر و غنی تفاوتی نیست...
خدای آخناتون به اسم آتون خدایی بود که دیده نمیشد
و و فقط آخناتون میدیدش اونم چون پسر خدا و فرعون مصر بود (مصری ها
معتقد بودن که فرعون پسر خداست ) ....زمانی که آخناتون شروع به
پرستش آتون و معرفی اون به مردم کرد مردم خدایی رو که
یک بت بود به اسم آمون میپرستیدن و تا اون موقه مردم فقط
خداهایی رو میپرستیدن که قابل روءیت باشه بنابرین وقتی آخناتون
اومد و معبد آمون رو از بین برد مردم مقاومت کردن و سینوهه گفته
که در اون روز 100 بار 100 نفر مردم مردن....یعنی 10000 نفر....
..(به خاطر آمون) یعنی مردم به هیچ عنوان راضی نبودن خداشون
عوض شه ....بالاخره مقاومت مردم باعث میشه که آخناتون از طبس
خارج بشه و در کنار رود نیل دستور ساختن شهری رو میده که
تموم خونه هاش مثل هم باشه چه خونه ی اشراف چه خونه ی
فقیرا و دستور میده همه زمین برای کشت و زرع داشته باشن...
با این وصف مردم بازم ناراضی بودن ...به هر حال بعد از مدتی
مصر به طرز فجیعی ضعیف میشه چون از طرف دیگه هاتی و
سوریه قصد حمله به مصر رو دارن و وقتی هورم هب از فرعون
اجازه ی جنگ میخواد فرعون بهش اجازه نمیده و میگه تو حق
نداری خون و خونریزی به پا کنی و از طرفی لشکر هاتی که
آدمای بی رحم و وحشی بودن در حال حمله به مصر بودن...
.به این ترتیب سینوهه به همراهی هورم هب و کاهن معبد
آمون تصمیم به قتل فرعون میگیرن...و بالاخره سینوهه سمی
رو به همراه تریاک تو شراب میریزه و به آخناتون میده و آخناتون
بدون هیچ دردی میمیره و.........
(در 1350 سال قبل از میلاد فراعنه به دست پزشک سرشکافشون
کشته میشدن و پدر آخناتون هم همینطور مرد )
ماجرای طولانی و جالبیه ....توصیه میکنم این کتاب رو حتما بخونین....
حالا از طرف دیگه در مورد اینکه آتون کی بود و چه طور شد که
فرعون بهش ایمان آورد.......سینوهه تو کتاب گفته که روزی به
قصر مادر فرعون تی ئی دعوت میشه و اونجا مشغول حرف زدن
با هم بودن که تی ئی از اونجا که در گذشته مصری ها پزشک
رو محرم راز خودشون میدونستن در مورد خدای آتون به سینوهه
میگه که این خدا رو من و آمی (کاهن معبد آتون) به وجود آوردیم
برای اینکه قدرت کاهنهای آمون رو کم کنیم .......

با توجه به کتاب سینوهه که یه اثر تاریخی هستش این اتفاقایی
که توی سریال میفته و فردی به اسم یوزارسیف و حتی 7 سال
وفور نعمت و 7 سال قحطی........همه ش قصه ست....
چیزی شبیه به افسانه....
جالب اینجاست که با وجود اینکه این سریال از رو سینوهه درست
شده ...تو ذکر منابع هیچ اسمی از این کتاب به عنوان منبع فیلم
برده نشده در حالی که حتی آرایش زنا و حتی ریش فرعون و
ظاهر کاهنای آمون ...همه و همه از سینوهه گرفته شده.....
به هر حال بازم میگم حتما این کتاب رو که 989 صفحه و دوجلد
هستش بخونید بعد هر هفته این سریال رو به عنوان یه سریال
طنز نگاه کنید و بخندید

پ.ن : لطفا توی نظرا در افشانی نکنید و هرچی که از بچگی از پدر
و مادرتون یاد گرفتید نریزید بیرون چون من کوچکترین بی شخصیتی و
توهین رو پاک میکنم و فک میکنم مگس وزوز کرده و میخندم.
پ.ن ۲: محسن من چه قد بیام جواب تورو بدم آخه ....هرچی که میگم باید
یه چیزی بگی......
نظر محسن رو بخونین...محسن با اطلاعات خودش و از رو عقلش فهمیده که
آخناتون میتونه یه لقب باشه
....واسه اینه که میگم برید کتابو بخونید بعد
بیاید قضاوت کنید .......
نظرشو:
پریسا سلام دوباره
من با آذر باد موافقم
نباید بر حسب یه لقب ... داستانی رو که کل دنیا قضیش رو می دونن
قضاوت کنی
آخناتون می تونه یه لقب باشه که هست و خیلیا این اسم رو گذاشتن ...
پس در مورد این هم یه معذرت خواهی کن و این پست رو هم پاک کن 
بدرووووووود
ببخشید محسن جان شما که میگی خیلی اسم آخناتون رو گذاشتن رو خودشون
میشه یه مثال بیاری؟؟؟؟؟چون میدونم اطلاعات عمومی اونایی که میان
اینجا نظر میدن و ۱۰ خط سخنرانی میکنن خیلییییییی زیاده....![]()
البته حرفتم منطقیه ....مثلا آمن هوتب چهارم با دهم فرقی نداره و همشون
اسمشون آمن هوتب هستش پس یه نفر هسته ن ...این عددام که
پسوند اسمشونه فقط جنبه ی دکور داره.....
برید سینوهه رو بخونید بعد بیاید اینجا بخندید .......حتی تو خود
فیلمم سینوهه به عنوان پزشک فرعون هستش پس حرف آذرباد هم رد میشه
من حوصله ی بحث بیخود ندارم .....از ما گفتن ...
حالا که دلتون میخواد بشینید و روزی ۵ بار به زبون عربی خدای تازیا رو
عبادت کنید .........
ضمنا من فقط نسبت به سریال انتقاد کردم و با یه مدرک تاریخی
حرف زدم شمایی که میای میگی آخناتون اسم چند نفر بوده!!!!!!!
تو ام یه مدرک بیار که مام بدونیم شماها این اطلاعات رو از کجا در میارین؟؟؟!
در مورد پست قبلیمم باید بگم دلیل معذرت خواهی فقط این بود که نگین
یک طرفه قضاوت کردم.......من هنوزم به حرفایی که در مورد مومیایی زدم
معتقدم و معتقدم حتی اگه مومیایی وجود نداشته باشه چیزی دزدیده شده
راستی پست قبلی رو حذف نکردم فقط پستای صفحه اصلی وبلاگم دو تاست
الان سه تاش کردم که بازم با عقل کاملتون فک نکنید حذفش کردم
من از عقایدم فرار نمیکنم .....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:0 توسط angry girl
چند وقت پیش اخبار ماکتی رو که همین مومیایی رو که فایلش به وسیله ی
بلوتوث پخش شده نشون میداد ........
خواستم اگه همچین چیزی صحت داره معذرت خواهی کنم
نمیخوام شکاکی کنم ولی یه جای کار میلنگه
چرا بعد از یک ماه و نیم فهمیدن که این مومیایی ماکت هستش و این فایل
تقلبیه
از طرف دیگه باید بگم که دلیلی که فعله گری بر ای توجیه عدم وجود مومیایی آورد
منطقی نبود چون میگفت مومیایی تو ایران وجودنداره
به هر حال صرفا خواستم برای این پست معذرت خواهی کنم چون چیزیه که برنامه ی
چند شب پیش تلویزیون احتمالشو به ۵۰ درصد رسونده و از طرف دیگه حتی اگه
وجود داشته باشه تازه دیگه آب ریختن رو آتیش و همه چی تموم شد ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:14 توسط angry girl
خبر مهم
توی هفته ی اخیر یه مومیایی توی جاده ی سنندج حسن آباد پیدا شد که قدمتش
به بیشتر از 3000 سال پیش میرسه
یه آدم زرنگ همون موقه که مومیایی پیدا میشه ازش فیلم میگیره و بعدشم بین مردم
پخشش میکنه ....از طرف دیگه سازمان میراث فرهنگی...معلوم نیست که چه بلایی
سر مومیایی آورده و چیکارش کرده و الانم داره همه چیو تکذیب میکنه.....
حالا خبر روزنامه ی جام جم رو در این مورد بخونین...
روزنامه ی جام جم .دوشنبه چهارم آذر ماه سال 1387 ..ضمیمه رایگان روزنامه در استان کردستان:
ماموران اداره راه و ترابری شهرستان سنندج در عملیات تعریض اتوبان سنندج به
حسن آباد مشغول فعالیت بودند که ماشینهای راه سازی با تکه سنگی روی یک قبر
برخورد کرده که چند تراشه فلز و یک تکه سفالی که زیر سنگ قبر بوده توسط راننده
لودر پیدا میشود...در پی این ماجرا راننده لودر با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
تماس گرفته و بعد از آن گروه کاشف اضطراری و باستان شناس به این محل اعزام شده
و در این مکان شروع به تحقیق و باستان شناسی می کنند و بعد از چند روز اولین
قبر تاریخی باز شد و در این قبر ظروف سفالی ، سر نیزه ، نوک پیکان تیر و کمان و چند دانه
مهره های صدفی مربوط به تزیینات و زیور آلات خانم ها پیدا شد.
علی فعله گری مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی گفت: در این مکان
هفت قبر پیدا شد که حاوی اجساد چمباتمه زده می باشد که به شکلهای مختلف تدفین
شده اند و طبق مطالعاتی که هست و با توجه به مطالعات اولیه این قبرستان مربوط به
هزاره قبل از میلاد می باشد . که با مطالعات اصلی و کاوش باستان شناسی قدمت آن
مشخص میشود و ما بیشتر راغب هستیم که اجساد پیدا شده را به صورت کامل و دست
نخورده به موزه انتقال دهیم و نیاز به تخصص ویژه ای دارد. دنبالش هستیم که این اجساد را
به طور منظم به موزه استان انتقال دهیم و این پروژه یک پروژه ی نجات بخش است که احتیاج
به هزینه و وقت بیشتری دارد . و در حال حاضر مشخص نشده که این مکان منطقه ی
مسکونی بوده یا نه!
فعله گری در خصوص بلوتوث تقلبی که در بین شهر پخش شده گفت : عده ای افراد سودجو
با ساختن مجسمه هایی آنها را در شهرهای مختلف و در لب مرز ها با قیمت گزاف
فروخته اند که بحث این بلوتوث یک شایعه کذب است وچنین چیزی وجود ندارد و بنده
به عنوان مسوول میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان کردستان این
مورد را تایید نمی کنم و چیزی به عنوان مومیایی که در استان پیدا شده وجود ندارد
و از نظر باستانشناسی واقعیت ندارد .
وی گفت بحث مومیایی در کشور ما یک بحث اعتقادی است و برای مومیایی کردن
یک جسد باید یک سری عملیات روی این جسد انجام شود تا بتوان از فساد آن جلوگیری
کرد ،در یک جسد مومیایی مغز و شکم آن از آن خارج میشود و توسط مواد خاص و
آب نمک شسته میشود و طی دو ماه عملیات انجام میگیرد و آن را آماده مومیایی می کنند
که نمونه ی آن مومیایی های اهرام ثلاثه مصر می باشد و در بین افرادی که قبل از
اسلام بوده اند انجام شده و چهره های آنها بر اثر روغن ها و موادی که مصرف شده
به صورت چروک و چسبیده به استخوان میباشد و بحث مومیایی کردن در ایران وجود
ندارد . و در فرهنگ ما هیچ گاه انجام نشده و نمی شود و اهمیت این قضیه مربوط به
سابقه فرهنگ و تمدن در این منطقه و با توجه به شواهد به 3 هزار سال پیش میرسد
که نشان میدهد فرهنگ و تمدن آن چه قدر می باشد .
در ادامه این جلسه به همراه خبرنگاران و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
استان کردستان و کارشناسان باستان شناسی از این قبرستان بازدید به عمل آمد.
.
پ.ن 1:
همینو کم داشتیم.....دروغ به این گندگی ....نمیدونم باید چی بگم ....اولا باید بگم
که مطلبی که نوشتم عینا نوشته ی روزنامه ی جام جم بود...فقط از نظر دستوری
یه نیگا بهش بندازید و بخندید .
یارو فک کرده چون خودش بی سواده همه مثل خودشن......میگه تو ایران مومیایی
اصلا وجود نداشته ...فک می کنم تا حالا وصیت نامه ی کوروش کبیر رو نخونده :
پس از مرگ بدنم را مومیایی نکنید و در طلا و زیور و امثال آن نپوشانید .زودتر آن را
در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید.....
ببینم اگه مومیایی وجود نداشته تو فرهنگ ما.، پس چه لزومی داشت که
کوروش بگه منو مومیایی نکنید......
در مورد فیلم تقلبی... میگه این فیلم درست شده...جالبه ...اگه بتونم فیلم رو
براتون میذارم که ببینیدش...دقیقا نشانه ی پادشاهای ماد هستش..با توجه به
سنگایی که تو تخت جمشید هستش ...با همون طرح و شکل ....با ریش و موی
بلند ......با طلاها و یاقوتهایی که برای ساختن بدل هر تکه ش دست کم یه ماه
وقت لازمه و خط میخی که روی لوح طلای سینه ی مومیایی حک شده ..دقیقا
این فایل یک روز بعد از کشف قبرستون بین مردم پخش شده....یعنی کی
انقد بی کار و علاف بوده که یه روزه همچین کار ظریفی رو انجام بده ؟؟؟؟؟
.
مرتیکه اومده و داره مراحل مومیایی کردن رو برا ما توضیح میده!!!میخواد چیو
ثابت کنه ؟ اون مومیایی کاملا واقعیه ...هنوز نمیدونه که مومیایی سه درجه
داره و درجه سه هستش که پوست رو چروک میکنه و توی اهرام ثلاثه مصرم
فهمیدن که مومیایی درجه سه مختص کنیز ها و خدمتکارا بوده و درجه یک که
مال پادشاه بوده از جنس اعلا......
من به جای بعضیا خجالت میکشم....من که یه دانش آموزم از مسوول میراث
فرهنگی اطلاعات تاریخیم بیشتره.....
توی تاریخ هرچیزی ممکنه....این آقا میخواد بگه چون تا حالا مومیایی پیدا نشده
پس امکان نداره تو ایران مومیایی وجود داشته باشه...
باریکلا.......مومیایی ام مثل خیلی چیزای دیگه خوردن و یه آبم روش.....و مردم
بدبخت تو فقر دست و پا میزنن.....
متاسفم
برای خودم....برای مردمم....و برای کشورم
مردمی که مومیایی رو که خودشون دیدن ....باور کردن که وجود نداره.....این خیلی
جالبه...یه زمانی مردم سنندج فعال ترین مردم توی ایران بودن ...همیشه
فعالیتهایی هرچند که تاثیر زیادی نداشت انجام میدادن....مهم اینه که مردم
جرات گرفتن حقشونو داشتن....جرات اعتراض رو داشتن....و این زیادم بی تاثیر نبود
ولی حالا......
همه میترسن ......
پ.ن 2:
خیلی این اتفاقا روی اعصابم راه میره.....یه کاری بکنین ...یعنی بیاین به کاری
بکنیم ..قبل از اینکه دیر بشه...شایدم دیر شده باشه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:38 توسط angry girl
این بار میخوام یه کم رک تر از قبل باهات حرف بزنم.....
با تو ام...تویی که این روزا سوژه ی خنده ی تموم روزنامه های خارجی و
دلیل آه و ناله ی همه ی جوونای کشور شدی....
تویی که جواب اعتراضها رو با تمسخر و طنز میدی و همه چی رو بازی فرض کردی
تویی که نشستی و داری با آبروی کشور ....منچ بازی میکنی....
تویی که هیچی برات مهم نیست...
میخوام یه چیزایی رو بهت نشون بدم...
هرچند میدونم با دست و پا زدن توی باتلاقی که تو برای امثال من ساختی
بیشتر توش فرو میرم.....
ولی این بیشترین کاریه که میتونم انجام بدم....
یه کم نگاه کن...ولی با دقت....اگه میتونی......


زمانی سخت
اشکی سرد
بادی توفنده و بی رحم
دیگر عادت کرده ایم
به رنج
به درد
به این هوای سرد
دیگر عادت کرده ایم
به امر شریف زیستن بی حرف
به نداشتن آنچه حق ماست
به نبودن لحظه های سبز
دیگر عادت کرده ایم
به سادگی دیدن گناه بدبختی
نارسیس(ن.یاس)


میدونم سواد درست و حسابی نداری
و زحمتت میشه ...
ولی اگه اشکالی نداره یه لحظه از اختلاط با آقا ساعتت دست بکش
بیا و یه نگاه به این آمار بنداز.....
میدونم فرقی واست نمیکنه و تو کوچه ی شما ازین چیزا پیدا نمیشه
و بقال سر کوچتونم هیچیو گرون نمیفروشه
ولی راستشو بخوای...یه جای ایران...اونجایی که من و هم سن سالام
زندگی میکنیم و تو ازش بی خبری...
خیلیا هسته ن که اینطوری زندگی میکنن و بقال سر کوچه شونم
بهشون رحم نمیکنه

دكتر حسين راغفر در گفتوگو با ايسنا، همچنين خط فقر مطلق (شديد) كشوري در سال 83 را 238
هزار تومان، 84 ، 276 هزار تومان، 85، 325 هزار تومان و در سال 86 نيز 400 هزار تومان برشمرد و با
اعلام اين كه خط فقر مطلق شهر تهران هم، در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است،
گفت: خط فقر مطلق استان تهران نيز در سال 83 ، 400 هزار تومان، 84 ، 480 هزار تومان ، 85 ، 560
هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان و اين ارقام بيانگر رشد سالانه 18 درصدي خط فقر در كشور
است.
متخصص حوزه رفاه اجتماعي، در عين حال رقم واقعي تورم را به مراتب بيشتر از رقم اعلام شده
رسمي دانست و گفت: بانك مركزي نرخ تورم سال 86 را حدود 20 درصد اعلام كرده بود.
وي بر پايه بررسيهاي مستند خود، درحالي افزايش شديد قيمت زمين و مسكن را از مهمترين دلايل
رشد فقر در جامعه برشمرد كه زمين و مسكن از سوي بانك مركزي در كالاي سبد مصرفي خانوارهاي
ايراني در نرخ تورم محاسبه نميشود.
35 درصد جمعيت در خط فقر شديد
راغفر در ادامه با اشاره به ميزان افزايش درصد جمعيت زير خط فقر مطلق در سالهاي گذشته
خاطرنشان كرد: در سال 83، 4/29 درصد، سال 84، 9/31 درصد، سال 85 ،6/33 درصد و سال 86،
حداقل 35 درصد جمعيت كشور در زير خط فقر مطلق به سر ميبردند.
وي در توضيح محاسبه خط فقر مطلق (شديد) به ايسنا گفت: در اندازهگيري خط فقر مطلق سال
83 كشور، حداقل كالري مورد نياز يك فرد بزرگسال 2هزار و400 كيلو كالري محاسبه شد، اما به
دليل آن كه اين ميانگين در سطح دنيا دو هزار كيلوكالري است، رقم محاسبه شده كشوري نيز تقليل
يافت و بدين ترتيب جمعيت كمتري در زير خط فقر قرار گرفتند.
وي با بيان اين كه در محاسبه خط فقر مطلق، تنها، كالري مورد نياز فرد از طريق غذا، لحاظ
ميشود و ساير اقلام كالايي بر حسب هزينههاي غذايي تخمين زده ميشود و به اين دليل،
سهم مسكن در اين هزينهها بسيار كمرنگ ميشود، بيان كرد: اين در حاليست كه بر حسب
آمارهاي مركز آمار ايران حدود 30 درصد سبد مصرفي خانوارها را مسكن تشكيل ميدهد. البته
رقم واقعي اين كالا در سبد مصرفي خانوار به مراتب بيشتر از 30 درصد است؛ چرا كه مركز آمار
اين درصد را صرفا بر حسب اجارهبها محاسبه و ساير هزينههاي مسكن و اصطكاك خانه را در
نظر نگرفته است.
تعيين خط فقر نسبي
تدوينكننده نقشه فقر در كشور با تاكيد بر اين كه نميتوان خط فقر ملي براي كشور تعريف كرد،
دلايل خود در اين باره را اين گونه اظهار كرد: به دليل تفاوتهاي فاحش در توسعهيافتگي شهر و
روستا و نبود توازن آن در نقاط مختلف كشور، زماني كه خط فقر سال 83 در تهران 400 هزار
تومان بود، اين رقم در سيستان و بلوچستان 178 هزار تومان محاسبه شد. به همين دليل،
تعيين خط فقر ملي نيز در ايران معنا ندارد و اين، نابرابري را مخفي ميكند و فقط در كشورهايي
معنا مييابد كه تفاوت توسعهيافتگي شهر و روستا و مناطق مختللف در آن جا بسيار نازل
و سطح زندگي نسبتا يكسان، در چنين كشورهايي برقرار است.
متخصص حوزه رفاه اجتماعي در ادامه گفتوگو با ايسنا به چگونگي تعيين رقم جمعيت زير
خط فقر نسبي نيز اشاره كرد و با اين كه تعيين دقيق خط فقر نسبي در كشورهاي توسعه
يافتهاي محاسبه ميشود كه فقرمطلق آنها برطرف شده است، گفت: تعيين خط فقر نسبي
در كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران، معنا ندارد.
منبع : http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100938036768
پس لطفا جواب بده و بدون که درسته بعضی از ما ایرونیا
همون موقه که به کوروش بزرگ گفتیم بخواب و سرزمین
اهورایی در امان است ..خودمون گرفتیم و خوابیدیم
تخت تخت....
ولی هنوزم بعضی از جوونامون خون کوروش رو تو رگهاشون دارن و
غیرتشون سر جاشه....
هنوزم سرمون رو برای کشورمون میدیم
پ.ن :
گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم از ضربه های
تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه میکنید؟؟؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید..
با جوجه ها نشسته در آشیانه چه میکنید؟؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟؟
پ.ن ۲
ای کوروش بزرگ غلط کردم
نخواااب....حالا ما یه تعارفی کردیم
بیدار شو و ببین ایران داره ویران میشه
پ.ن ۳ :
خیلی وقته که آپ نکردم.....به خاطر حجم زیاد درسا نمیتونم مثل تابستون ماهی
دو سه بار آپ کنم به همین دلیل ازین به بعد مطالبمو ماهانه آپ میکنم.....
از همه ی دوستای گلی که نگران بودن و برام کامنت میذاشتن معذرت میخوام و
از همه تون ممنونم .
پ.ن ۴:
از همه معذرت میخوام
آمار اول اشتباه بود و من با بی دقتی اونو گذاشتم و اصلا به این فک نکردم که اگه وضع فقر
تو ایران این طوریه....پس این عکسا چیه؟؟؟کاملا متناقض بود و باید از دوستای خوبم امیر
و مسعود و کوروش عزیز تشکر کنم که بهم تذکر دادن ...به هر حال آمار جدیدی رو که گذاشتم
به کمک کوروش عزیز گذاشتمش که چند تا لینک دیگه هم برام گذاشته و منم برای شما میذارمش
که برید و ببینید
.
http://www.iranpressnews.com/source/042993.htm
http://norooznews.ir/news/7063.php
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?9377
http://www.roozonline.com/archives/2008/03/_600_1.php
[ ]
+ نوشته شده در ساعت13:10 توسط angry girl
دلم روشنه که یه روز ایرونیا پا میشن......
کشورمون آزاد میشه......
کی و کجا نمیدونم.......اما امیدوارم اون روز منم زنده باشم....

با فشارایی که روی جوونا اعمال میشه.....دیگه چیزی برای از دست دادن نمیمونه
کوچکترین چیزها قدغن شده:
آبی دریا قدغن ...شوق تماشا قدغن
عشق دو ماهی قدغن....با هم و تنها قدغن
برای عشق تازه اجازه بی اجازه
پچ پچ و نجوا قدغن..رقص ماهیها قدغن!
کشف بوسه ی بی هوا ..به وقت رویا قدغن
برای خواب تازه..اجازه بی اجازه
درین غربت خانگی....بگوهرچی میخوای بگی
غزل بگو به سادگی...بگو زنده باد زندگی
برای شعر تازه اجازه بی اجازه
از تو نوشتن قدغن..گلایه کردن قدغن...
من قدغن...تو قدغن
برای روز تازه ...اجازه بی اجازه!!!
مطلبی رو خوندم که بهتره یه نگاهی بهش بندازین...بی خبر نیستید
یاد آوری می کنم:
به موجب قوانین جدید ایران، وبلاگ نویسان "بدعت گذار" ممکن است اعدام شوند
تهدیدهای اخیر به دنبال چندین سال تلاش بی ثمر برای کنترل اینترنت
صورت می گیرد واشنگتن – دولت ایران در آخرین فشار تاکتیکی خودبر
وبلاگ نویسان و پیامک فرستهای ایرانی اعلام کرده است که وبلاگها،
فرستادن پیامک، تارنماهای شبکه های اجتماعی و به طور عام تر
اینترنت، "مخرب" و درحکم "ابزار جنگ رسانه ای" هستند و از "اعتیاد"
برای جامعه خطرناک ترند. دولت همچنین برخی وبلاگ نویسها را تهدید
کرده است که آنها را به بدعت گذاری متهم می کند که می تواند
مجازات اعدام در پی داشته باشد.
به گفتۀ یک روزنامه نگار ایرانی، که پس از درگیر شدن با مقامات
اکنون در کانادا زندگی می کند و درخواست کرد هویتش فاش نشود،
دولت انقلابی ایران چندین سال است که برای اعمال کنترل بر اطلاعات
عمومی در اینترنت مشغول تلاش است.
این وبلاگ نویس به America.gov گفت: "آنها روشهای مختلفی برای
ایجاد محدودیت و سرکوب وبلاگ نویسان و تارنماهای مختلف به کار
بسته اند ولی موفق نشده اند."
سرکوب آزادی بیان در اینترنت توسط رژیمهای سرکوبگر پراکنده در
سراسر جهان موجب نگرانی کشورهای دموکراتیک شده است. وزارت
امور خارجه از طریق گزارش سالانۀ حقوق بشرش از سانسور اینترنت
در برمه، چین، کوبا، ایران و دیگر کشورها انتقاد کرده است.
در سال 2006 این وزارتخانه همچنین کارگروه آزادی جهانی اینترنت
(GIFT) را تاسیس کرد تا به چالشهای موجود در برابر آزادی بیان
و جریان آزاد اطلاعات در اینترنت پاسخ دهد.
مقالۀ مرتبط:
http://www.america.gov/st/freepress-english/2006/December/20061220173640xjsnommis0.7082331.html
ایران به داشتن یکی از فعال ترین فضاهای وبلاگی جهان می بالد
و دارای 700000 وبلاگ است که تقریباً 100000 از آنها به طور مرتب
به روز می شوند. داده های شرکت مخابرات ایران همچنین نشان
می دهند که در سال 2007 ایرانیان هر روز تقریبا 21 میلیون پیامک
فرستاده اند.
این .بلاگ نویس گفت که مجلس، به نام محافظت از مردم ایران در
برابر مطالب "خطرناک" در اینترنت، مانند هرزه نگاری، قانونی را
پیشنهاد کرده است که وبلاگ نویسی را با جنایتکاران خشن از
یک جنس می داند و پیشنهاد تشکیل کمیته ای را داده است
تا " با وبلاگ نویسان و صاحبان تارنماهای اینترنتی مقابله کند
و آنها را کنترل کند - در صورت لزوم آنها را فیلتر کند و یا علیه آنها
پرونده تشکیل دهد و آنها را برای بازداشت به مقامات قضایی
معرفی کند."
این وبلاگ نویس گفت: "آنها در واقع می خواهند به یک اقدام
پیش گیرانه درون خانواده ها دست بزنند. و از سوی دیگر، آنها
مسالۀ اعدام وبلاگ نویسان را – به بهانۀ بدعت گذاری و یا انتشار
مطالبی که ممکن است به فساد و فحشا منجر می شود و یا آن
را تشویق می کند – پیش کشیده اند." جرم بدعت گذاری ممکن
است تفسیرهای متنوعی از جانب مقامات داشه باشد.
این وبلاگ نویس گفت: "من در وبلاگم چیزی غیر از شعر
نمی نویسم و اگر مثلا شعری بنویسم به این مضمون که
"من خودم خدا خواهم شد"، مجازات آن اعدام خواهد بود. و
به این ترتیب ما شاهد ... احکام اعدام در آیندۀ نزدیک خواهیم بود."
فضای وبلاگی مقاوم ایران در برابر کنترل دولتی پایداری می کند
این تنها آخرین حرکت دولت برای کنترل فضای وبلاگی فعال ایران
است. این حرکت در سال 1999 با با فیلتر کردن یک رشته تلاشهای
ناموفق آغاز شد.
پس از اینکه آن تلاشهای اولیه ناموفق از آب در آمدند دولت در سال
2002 به هدف قرار دادن خود وبلاگ نویسان اقدام کرد و ابتدا کسانی
را بازداشت کرد که در تولیدات سینمایی نیز فعال بوند و همچنین
افرادی (مانند این وبلاگ نویس) را که به حرفۀ روزنامه نگاری هم
اشتغال داشتند.
این وبلاگ نویس گفت: "در سالهای 2004 و 2005 آنها حدود 20 تا
30 تن ازوبلاگ نویسان و صاحبان وبلاگها را بازداشت کردند، مورد
شکنجه قرار دادند و برای آنها مشکل ایجاد کردند تا دیگران بترسند
و دست به این کار نزنند." ولی این موضوع به افزایش تعداد وبلاگها
و وبلاگ نویسها منجر شد.
مرحلۀ سوم پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال
2005 آغاز شد. دولت ایران با تارنماهای خود و تأمین بودجۀ گسترده
برای تارنماها و گروههای متحد نزدیکش وارد صحنۀ نبرد شد. این
وبلاگ نویس گفت: "ولی آنها حرف جدیدی برای گفتن ندارند. شما 10000
وبلاگ راه می اندازید و همۀ آنها می گویند که همه چیز مرتب است در
حالی واقعیت چیز دیگری است. به همین دلیل آنها در این مرحله
نیز شکست خوردند."
مرحلۀ بعدی مخلوطی از بازداشتها و فناوری جدید فیلترینگ بود که
پیامدهای عجیبی نیز در بر داشت مانند فیلتر شدن کلمۀ "زن" در حالی
که بسیاری وبلاگ نویسان زن بازداشت می شدند. لشکری از وبلاگ
نویسان با استفاده از فیلتر شکنها پیروزی را برای دولت غیرممکن ساختند.
این وبلاگ نویس گفت که انگیزۀ دولت ایران این است که در نهایت
اینترنت را در کشور به یک اینترانت بدل سازد تا نه تها "ارتباط میان
کشور و خارج را قطع سازد،" بلکه همچنین دسترسی هر منطقۀ
کشور را "کانالیزه" کند تا جلوی انتشار سریع اخبار مربوط به تظاهرات
سیاسی، اعتصابات کارگری و دیگر مشکلات استانی را که ممکن
است دیگران را نیز به اقدام تشویق کنند نیز بگیرد.
"همین امر در مورد زنان نیز صدق می کند، به این معنی که برای
مثال اگر زنان تهرانی می خواهند یک گردهمایی برگزار کنند، مقامات
می خواهند که این گردهمایی برگزار شود و سپس زنان را سرکوب
و یا بازداشت کنند. آنها نمی خواهند یک حرکت به هم پیوسته
و واکنش زنجیره ای در سراسر کشور اتفاق بیایفتد."
ولی این وبلاگ نویس ایرانی پیش بینی کرد که اقدامات دولت
علیه آزادی اینترنت در نهایت شکست خواهد خورد و به تلاشهای
نافرجام برای خفه کردن دیگر منابع خبری اشاره کرد.
این وبلاگ نویس گفت: "رادیو را در نظر بگیرید، تلویزیون را در نظر بگیرید
، حتی نوارهای یدئویی را که آنها می خواستند در دهۀ 80 با آن مقابله
کنند و موفق نشدند." در سال 1995 طرحی به مجلس ارائه شد تا
با تهدید تلویزیون ماهواره ای مقابله شود. "اکنون آنها به خانه های مردم
می روند و آنتنهای ماهواره را جمع می کنند ولی این طرح در عمل
شکست خورده است چرا که مردم هنوز آنتنهای ماهواره شان را دارند
و تعداد آنها هر روز افزایش در افزایش است."
در همین حال مبارزۀ میان وبلاگ نویسان ایرانی و دولت ادامه خواهد
یافت و فشار بیشتر می تواند موجب شود تا به تعداد همان افرادی
را که می ترسند و کنار می کشند افراد جدید و حتی در شماری
بیشتر ترغیب شوند که به وبلاگ نویسی روی آورند.
این وبلاگ نویس گفت: " این بازی شبیه موش و گربه همچنان ادامه دارد."

بچه ها تخته سیاه است سه نقطه سر خط...
گفتن اش باز گناه است سه نقطه سر خط...
بچه ها دیکته تان را بنویسید شما...
که خدا پشت و پناه است سه نقطه سر خط...
بنویسید دراز است شب و پنجره کور
دخترک عاشق ماه است سه نقطه سر خط...
بنویسید پدر در پی افسانه ی نان
پسرک چشم به راه است سه نقطه سر خط...
بنویسید که امسال زمستان یخ یخ
مرد بی شال و کلاه است سه نقطه سر خط...
بنویسید نخ و وصله تباه است سه نقطه سر خط...
بنویسید ببار ای همه ی آبی ابر
رنگ این تخته سیاه است
سه نقطه سر خط

تبریک میگم....ایران بالاخره تو یه چیزی اول شد
چند روز پیش تو یه برنامه شنیدم که ایران یکی از اولین
مصرف کننده های مواد مخدر در جهان هستش
خوب اینم یه جورشه دیگه...بالاخره مهم اینه که
اول باشیم!
حالا فهمیدم چرا جمهوری اسلامی دخترا رو به جرم بد حجابی
میگیره.....یا مثلا وبلاگ نویسارو دستگیر میکنه
میخواد تو تعداد زندانی ها و آمار شکنجه هم اول بشه
بیاین به ترقی و رشد کشورمون کمک کنیم
تا میتونید وبلاگ بسازید
ایام مبااااااارک رمضان هستش....![]()
مردم روزه هستند...درست!!!هیچکس حق توهین
به افکار دیگران رو نداره...اینم یکی از اعتقاداشونه که روزه میگیرن....
اما منی که روزه نمیگیرم.....
اگه تو خیابون چیزی بخورم....چون یکی دیگه نمیخواد چیزی
بخوره من رو میگیرن.....
میرم کلانتری....اونجا یه مجازاتهایی برام در نظر گرفته میشه
و در نهایتم تا آخر ماه رمضان به اذای هر روز باید درصدی رو که برام
مشخص میکنن پول بریزم به حسابشون...
اینم یه راه پول زور گیریه!!!
تازه من شنیدم مجازاتایی که براشون در نظر میگیرن مثلا
بهشون میگن سه تا قبر بکنن....یا با سره ی بطری یک بشکه
آب رو پر کنن....البته اینا رو شنیدم ولی قضیه جریمه رو مطمئنم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت13:10 توسط angry girl
سلام
به خاطر تاخیر متاسفم....سیستمم اشکال پیدا کرده بود ...
خوب دیگه نمیخوام زیاد حرف بزنم....اولین مطلب پست جدید یه قسمت از کتاب
چنین گفت زرتشت
نوشته ی فیلسوف بزرگ نیچه ترجمه ی داریوش آشوری هستش که خیلی به نظرم
جالب اومد و تصمیم گرفتم حتما بنویسمش براتون....
چنین گفت زرتشت ،بخش سوم:
((چرا چنین سخت؟ زغال سنگ روزی به الماس چنین گفت: مگر ما خویشان
نزدیک نیستیم؟))
چرا چنین نرم ؟ برادران، من از شما چنین می پرسم :مگر شما برادران من نیستید؟
چرا چنین نرم؟ چنین سست و تسلیم؟ چرا رد و انکار در دلهای شما چنین بسیار است؟
چرا سرنوشت در نگاههای شما چنین کم؟
و اگر نخواهید سرنوشت باشید و سرسخت، چه گونه توانید روزی همپای من فتح کرد؟
و اگر سختی شما نخواهد برق زند و ببردو بدرد ، چگونه توانید روزی همپای من آفرید؟
زیرا آفرینندگان همه سخت اند! و سعادت در نظر شما این باد که هزاره ها را چنان در
چنگ بفشارید که موم را.
سعادت نگاشتن خواست هزاره هاست ، نگاشتنی همچون نگاشتن بر مفرغ ،
بر سخت تر از مفرغ ،بر اصیل تر از مفرغ. تنها اصیل ترینان یکپارچه سخت اند.
برادران، من این لوح نو را بر فراز شما می نهم : سخت شوید!!!!
و چند جمله ی کوتاه و خوندنی:
همیشه سعی کن سرنوشت خود را رقم بزنی. در غیر
اینصورت دیگران سرنوشت تو را به نفع خودشان رقم خواهند زد
کل بشریت
به سه دسته تقسیم می شوند:
آنهایی که نمیتوانند حرکت کنند
آنهایی که میتوانند حرکت کنند
و آنهایی که حرکت میکنند
فردا همین امروز است تا زمانی که ما عوض نشویم .
آرزوی بیهودهای است اگر فکر کنیم چیزی پیدا خواهد شد
و وضعیت ما را تغییر خواهد داد. چیزی عوض نمیشود تا ما عوض نشویم.
و برای عوض شدن باید امروز عوض شویم.
اولی - ببخشین! پاککن خوب دارین؟
دومی - برای چی میخواین؟
اولی - میخوام هر چی مزخرفات روشنفکریی از مغزم پاک کنم.
حالمو به هم میزنه. میخوام هیچ چی ندونم و به سادگی یک اسب
یا گاو زندگی کنم. گاهی علف بخورم و گاهی گاری رو پشتم بکشم.
چون دونستن با ندونستن تنها فرقش اینه که با دونستن باز مجبوری که اون
گاری رو بکشی اما میدونی که همه تو این دنیاگاریکشن و این دردتو دو
چندان میکنه. همون بهتر که اینو ندونی تا موقعی که علف میخوری مثل
بقیه برای دیگری ژست بگیری که آدمی.

و این مطلبم که اول خواستم تو پست بعد بذارم اما دلم نیومد
چون برای کسانی که نخوندنش خیلی دیر میشه
30 بند اعلامیه ی حقوق بشر کوروش بزرگ
افتخار گذشته و آینده ی مردم ایران
نظر من در موردش اینه:
تا زمانی که به این فکر نکنیم که قبل از ورود دینهای بیگانه و قبل از
به قدرت رسیدن و حتی اعلام وجود کردن کشورهای پیشرفته ی امروزی مثل آمریکا
و در زمانی که افتخار مردم کشورهای دیگه سر بریدن بود
یک ایرانی روی یک استوانه ی گلی این 30 بند رو حک کرد....
و این افتخار ما و تنها دلیل برای تلاش برای بهتر شدن ماست
چون ما روزی بهترین بودیم.....و هنوزم این توانایی رو در خودمون میبینیم که
بازم بهترین باشیم...
در شهر باستاني بابل ، استوانه اي از گل پخته پيدا شد كه امروزه در موزه
بريتانيا نگهداري مي شود. بررسي هاي اوليه نشان مي داد گرداگرد اين
استوانه گلين را نوشته اي به خط بابلي در بر گرفته است كه گمان مي رفت
نوسته اي از فرمانروايان آشور و بابل باشد. اما بررسي هاي بيشتر نشان
داد اين نوشته در سال 538 (پ.م.) به هنگام تسخير شهر بابل به فرمان
كوروش كبير نوشته شده است. اين نوشته نخستين منشور جهاني حقوق
بشر نام گرفت. حقوقي كه امروزه پس از 2500 سال آرزوي تحقق
آنرا در سر مي پرورانيم.
نخستين منشور جهاني حقوق بشر کوروش :
... آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاي
مرا به شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل به تخت
پادشاهي نشستم. مردوك خداي بزرگ، دل هاي پاك مردم بابل
را متوجه من كرد ... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم. ارتش بزرگ
من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و سرزمين وارد آيد.
وضع داخلي بابل و جايگاه مقدسش قلب مرا تكان داد ... من براي صلح كوشيدم.
من برده داري را برانداختم، به بدبختي آنان پايان دادم.
فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان
را نيازارندو فرمان دادم كه هيچ كس اهالي شهر را ازهستي ساقط نكند.
مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد ... او بركت و مهربانيش
را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح ، مقام بلندش را ستوديم ... .
من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم، فرمان دادم تمام
نيايش گاه هايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايش گاه ها
را به جايگاه خود بازگرداندم.
همه مردم را كه پراكنده و آواره شده بودند. به جايگاه خود برگرداندم و
خانه هاي ويران آنها را آباد كردم ... .
من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح آرامش را
به تمامي مردم اعطا كردم ...
اعلاميه جهاني حقوق بشر:
ماده 1
ابناي بشر همه آزاد به دنيا مي آيند و در كرامت و حقوق با هم برابرند؛
همه از موهبت خرد و وجدان برخوردارند
و بايد با هم برادر وار رفتار كنند
ماده 2
هرکس بي هيچ گونه تمايزي از حيث نژاد، رنگ، جنس
زبان دين عقايد سياسي يا غير سياسي، اصل ومنشاء ملي يا اجتماعي
ثروت ،ولادت يا هر موقعيت ديگر
از کليه حقوق و آزادي هاي مذکور در اين اعلاميه برخوردار خواهد بود
از اين گذشته هيچ تمايزي مبني بر وضعيت سياسي
قضايي يا بين المللي کشور يا سرزميني که شخص به آن وابسته است
-خواه آن کشور يا سرزمين ، مستقل، تحت قيوميت يا خودمختار باشد
يا به لحاظ حاکميت تحت هرگونه محدوديت ديگري باشد- مجاز نخواهد بود
ماده 3
هر کسي حق دارد از زندگي، آزادي و امنيت شخصي برخوردار باشد.
ماده ۴
هيچ کس را نمي توان در بيگاري و بردگي نگه داشت
برده داري و برده فروشي در هر شکل که باشد ممنوع است.
ماده 5
هيچ كس را نمي توام شكنجه داد يا در معرض رفتار ظالمانه
غير انساني يا خفت بار قرار داد.
ماده 6
هر كس حق دارد در هر كجا كه باشد به عنوان يك شخص
در برابر قانون به رسميت شناخته شود
ماده 7
همه در برابر قانون برابرند و حق دارند بي هيچ تبعيضي
از حمايت يكسان قانون برخوردار گردند، همه حق دارند در مقابل
هر تبعيضي كه ناقض اين اعلاميه باشدو نيزدر مقابل هر تحريكي كه
به منظور چنان تبعيضي صورت گيرد از حمايت يكسان قانون
برخوردار باشد
ماده 8
هر كس حق دارد در مقابل اعمالي كه ناقض
حقوق بنيادين كه قانون اساسي و يا قوانين ديگر
براي او مقرر داشته است باشد به دادگاه صلاحيت دار ملي مراجعه كند
و جبران كامل آنرا خواستار شود.
ماده 9
هيچ كس را نبايد خود سرانه، بازداشت، توقيف ، حبس يا تبعيد كرد.
ماده 10
هر کس حق دارد در تصميمات مربوط به حقوق و تعهدات خود
يا هر اتهام جزايي که به او وارد شود با تساوي کامل
از يک رسيدگي منصفانه و علني در دادگاهي مستقل
و بي طرف برخوردار باشد.
ماده 11
1.هرکس متهم به بزهکاري است حق دارد بي گناه فرض شود
تا آنگاه که مطابق قانون در يک دادرسي علني ،
و با دسترسي به کليه تضمينات لازم براي دفاع از خود مقصر شناخته شود
2. هيچ کس به خاطر فعل و يا ترک فعلي که
در حين ارتکاب آن مطابق قوانين ملي يا بين المللي جرم تلقي نمي شده
مقصر شناخته نخواهد شد و نيز کيفري سنگين تر از آنچه در حين ارتکاب
جرم براي آن مقرر بوده بر وي تحميل نخواهد شد.
ماده 12
زندگي خصوصي ، خانواده ، خانه و مکاتبات هيچ کس
نبايد در معرض مداخله خود سرانه قرار گيرد و نيز نبايد
شرف و آبروي کسي مورد تعرض واقع شود.
هرکس حق دارد در مقابل اين گونه مداخلات
و تعرضات از حمايت قانون برخوردار باشد.
ماده 13
1. هر کس حق دارد از آزادي حرکت و اقامت در محدوده
مرزهاي هر کشور برخوردار باشد
2. هر کس حق دارد هر کشور از جمله کشور خود را ترک کند
و نيز حق دارد به کشور خود بازگردد.
ماده 14
1. هر کس که تحت تعقيب باشد حق پناهندگي خواستن
از کشورهاي ديگر و استفاده از آنها را خواهد داشت.
2. اين حق در مواردي که تعقيب واقعا ناشي از جرايم غير سياسي
يا اعمال خلاف مقاصد و اصول ملل متحد باشد
قابل استناد نخواهد بود.
ماده 15
1. هر کس حق دارد که داراي تابعيتي باشد.
2. هيچ کس را نمي توان خودسرانه از تابعيتي که دارد محروم ساخت
و نيز نمي توان حق تغيير تابعيت را از او سلب کرد.
ماده 16
1. هر مرد و هر زن بالغ حق دارد بي هيچ محدوديتي
از بابت ، نژاد و مليت يا مذهب ازدواج کند و تشکيل خانواده دهد.
زن و شوهر از حقوق برابر در ازدواج و
در انحلال آن برخوردار خواهند بود.
2. ازدواج تنها با رضايت کامل و آزادانه زن و شوهر صورت خواهد گرفت.
3. خانواده واحد گروهي طبيعي و بنيادين جامعه است
و حق دارد از حمايت جامعه و دولت برخوردار باشد.
ماده 17
1.هرکس حق دارد که خود تنها يا در مشارکت با ديگران
از مالکيت اموال برخوردار باشد.
2. از هيچ کس نمي توان خودسرانه سلب مالکيت کرد.
ماده 18
هر کس از حق آزادي انديشه، وجدان و مذهب برخوردار است،
اين حق مشتمل است بر آزادي تغيير مذهب و عقيده و نيز آزادي اظهار مذهب
و عقيده، در تعليم و علم و عبادت و اجراي مراسم،
چه در تنهايي و چه در همراهي با ديگران در جمع يا در خلوت.
ماده 19
هرکس برخوردار از حق آزادي عقيده و بيان است،
اين حق مشتمل است بر آزادي بر داشتن عقايد بدون هيچ گونه دخالتي،
و نيز آزادي در جست و جو و کسب و نشر اطلاعات و افکار
از طريق رسانه ها بدون در نظر گرفتن مرزها.
ماده ۲۰
1.هر كس حق دارد كه از آزادي انجمن ها و مجامع
مسالمت آميز بر خوردار باشد.
2.هيچ كس را نمي توان به عضويت در جمعيتي اجبار كرد.
ماده 21
1. هر كسی حق دارد كه در حكومت كشور خود مستقيما
يا به واسطه نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند مشاركت كند.
2.هر كسی حق دارد برابر با ديگران به خدمات
عمومي كشور خود دسترسي داشته باشد.
3.اراده مردم اساس و اقتدار حكومت است،
اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواري و سالم ،
با برخورداري عموم از حق راي متساوي ، و استفاده از آراي مخفي،
يا روش هاي راي گيري آزاد همانند آن ، ابراز گردد.
ماده 22
هر کس به عنوان عضوي از اجتماع حق برخورداري
از تامين اجتماعي را دارد و مي تواند با استفاده از مساعي ملي
و همکاري هاي بين المللي ، و در هماهنگي با تشکيلات
و منابع کشور خود، حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي را
که لازمه حفظ کرامت و رشد آزاد شخصيت اوست به دست آورد.
ماده23
1.هر كسي حق دارد كار كند و شغل خود را آزادانه برگزيند
و از شرايط عادلانه و مطلوب كار برخوردار باشد
و نيز در برابر بيكاري مورد حمايت واقع شود.
2. هر كس حق دارد بي هيچ گونه تبعيضي در برابر كار مساوي
از دستمزد مساوي برخوردار باشد
3. هر كس كار مي كند حق دارد از دستمزدي عادلانه و مطلوب
برخوردار باشد تا بتواند زندگيي در خور كرامت انساني براي خود و خانواده خود
تامين كند و در صورت لزوم از ديگر وسايل حمايت اجتماعي كمك جويد.
4. هر كس حق دارد براي حفظ منافع خود به تشكيل
اتحاديه هاي صنفي و عضويت در آنها اقدام كند.
ماده 24
هر کسي حق دارد از استراحت و فراقت و از محدوديت
معقول ساعات کار و تعطيلي هاي ادواري
با استفاده از حقوق برخوردار باشد.
ماده 25
1. هر کس حق دارد از سطح زندگي مناسبي براي
تامين بهداشت و رفاه خود و خانواده خود،
از جمله خوراک پوشاک مسکن مراقبت هاي پزشکي
و خدمات اجتماعي لازم، و نيز از حق داشتن تامين در صورت بيکاري
بيماري معلوليت بيوگي سالخوردگي و در ساير موارد که به عللي
خارج از اختيار خود وسايل امرار معاش را از دست داده باشد برخوردار گردد.
2. مادران و کودکان حق دارند از مراقبت ها و کمک هاي
ويژه برخوردار باشند، همه کودکان چه بر اثر پيوند زناشويي
بدنيا آمده باشند و چه غير آن از حمايت اجتماعي يکسان
برخوردار خواهند بود.
ماده 26
هر کسی حق دارد از آموزش بهره مند شود آموزش دست کم
در مراحل ابتدايي و پايه اي رايگان خواهد بود. آموزش ابتدايي
اجباري خواهد بود. آموزش فني و حرفه اي در دسترس عموم قرار خواهد داشت.
و آموزش عالي به يکسان و بر اساس لياقت قابل دسترسي خواهد بود.
2. هدف آموزش رشد کامل شخصيت انساني،
تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين خواهد بود. آموزش
بايد تفاهم مدارا و دوستی در ميان همه ملت ها و گروه هاي بنیادي و مذهبي را
ترويج کند و به فعاليت هاي (سازمان) ملل متحد در راه حفظ صلح ياري رساند.
3. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش در مورد
فرزندان خود اولويت خواهد داشت.
ماده 27
1. هر کسی حق دارد که آزادانه در زندگي فرهنگي جامعه
شرکت جويد، از هنر ها برخوردار گردد و از
پيشرفت هاي علمي و دستاورد هاي آن بهره مند شود.
2. هر کسی حق دارد که از حمايت از منافع معنوي و مادي
هر اثر علمي ادبي يا هنري که خود
پديد آورنده آن است برخوردار شود.
ماده 28
هر کسی حق دارد خواستار برقراري نظم مدني و بين المللي باشد
که در آن تحقق کليه حقوق و آزادي هاي
مقرر در اين اعلاميه به طور کامل ميسر شود.
ماده 29
1.تعهدات هر فرد فقط در قبال حامعه اي است
که رشد آزاد و کامل شخصيت او را امکان پذير سازد.
2. هر کس در اعمال حقوق و آزادي هاي خود فقط مشمول
محدوديت هايي خواهد بود که به حکم قانون منحصرا
به منظور تاميين شناسايي و احترام لازم به حقوق و آزادي هاي
ديگران و رعايت مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه
همگاني در يک جامعه دموکراتيک مقرر شده باشد.
3. اين حقوق و آزادي ها در هيچ حال نبايد طوري اعمال شود که با مقاصد و اصول
[سازمان] ملل متحد مغايرت داشته باشد.
ماده 30
هيچ يک از مقررات اين اعلاميه نبايد به نحوي تفسير شود که متضمن
ايجاد حقي براي دولت يا گروهي يا فردي گردد که
به استناد آن بتواند در فعاليتي وارد شود يا دست به اقدامي بزند که
هدف آن پايمال کردن يکي از حقوق و آزادي هاي مقرر
در اين اعلاميه باشد.

پ.ن : به دلیل و برهانهایی که برام آوردین خنده م میگیره....همچنین به کسی که
به جای مانی نظر گذاشته بی خبر از اینکه آدرس وبلاگ مانی خیلی وقته عوض شده
به اونی که عرضه نداره خودشو معرفی کنه یا آدرس بذاره
من تا وقتی که هستم اونطوری که دلم میخواد حرف میزنم
ناراحتی با یه کلیک از وبلاگم خارج شو
همین...!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:27 توسط angry girl
سلام
پست جدیدم در مورد فروهر هستش
علامتی که روی تمام کتیبه های باقی مانده از مادها و پارسها وجود داره
از غرب ایران تا شرق اون یه زمانی همه
نماد زرتشت ..پیامبر ایرانی
نماد انسانیت و عدالت
رو روی دیوارها و کتیبه ها و خونه هاشون حک کردند
به نظر من فروهر نماد فرهنگ غنی ایرانی هایست که وظیفه ی هر ایرانی
که اون رو بشناسه و یکی داشته باشه....
فروهر بیشتر از یک نماده! بیشتر از یک تصویر...داشتن فروهر اعتراض به فراموش
شدن انسانیت....بهت توصیه می کنم اگه این نماد بزرگ و مقدس رو نداری
هر چه زودتر یکی فراهم کن و همیشه پیش خودت نگه دار
تا فراموش نکنی با داشتن فروهر هیچ نیازی به هیچ دینی نداری
با فراموش نکردن معنای وسیعش تو یک انسان کامل هستی....
یک انسان.....خیلی بیشتر از چیزی که امروز هستیم
توی قرن 21 ما انسان نما هستیم....نه انسان....خرافات پرستیم...نه یکتا پرست
هیچ وقت این شعار بزرگ و کامل و بی نقص رو فراموش نکن:
گفتار نیک ،کردار نیک، پندار نیک
معنی قسمتهای مختلف این افتخار بزرگ رو با عکسش تو این پست گذاشتم
با دقت و حوصله بخون
و فراموش نکن و از امروز به خودت قول بده این رو توی گوش
تمام ایرانی ها زمزمه کنی. و بهشون یاد آوری کنی
هر پارهاي از نگارهي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:
1- سر: سر فروهر بهصورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن
بهياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي ميكند.
2- دستها: دستهاي فروهر بهطرف بالاست بهخاطر آنكه هميشه به
اهورامزدا توجه داشته باشيم.
در دست فروهر حلقهاي وجود دارد كه آنرا نشانهي احترام به عهد و پيمان ميدانند.
3- بالها: بالهاي فروهر باز است. چون با ديدن بالهاي باز، ذهن
انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد
ميآورد كه فروهر او را بهسوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي ميكند.
همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانهي انديشهنيك،
گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه ميشويم كه هرگونه
پيشرفتي بايد از راه درست يعني بهوسيلهي انديشه و گفتار و كردار
نيك انجام شود.
4- دايره ميان شكل: دايره خطي است منحني كه از هر نقطهي
آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين
دايره در ميان فروهر، نشاندادن روزگار بيپايان است. به اين
معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت
گيرد نتيجهي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي
خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان
ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.
5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت بهوجود آمده كه نشانهي انديشه
و گفتار و كردار بد است . از مشاهدهي اين سه بخش درمييابيم كه
همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون
سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)
6- دو رشتهي آويخته: اين دو رشته نشانهي سپنتامينو (مينوي خوب)
و انگرهمينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشهي انسان
ظاهر شوند . وظيفهي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشهي
خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).
منابع:
1- منوچهرپور، منوجهر. بدانيم و سربلند باشيم: فشردهاي از آموزشهاي
دين زرتشت. تهران: فروهر، 1377. ص. 54-50 .
2- در راه شناخت دين زرتشت. تهران: فروهر، 1380. ص. 28-27 .
هیچ وقت فراموش نکن که از متمدن ترین قوم
قوم پاک آریایی هستی....
همیشه به ایرانی بودنت افتخار کن و کاری کن که تموم ایرانی ها به ایرانی بودن افتخار کنن
برای تک تکتون از ته دل آرزوی موفقیت می کنم
به امید ایرانی آزاد.....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:54 توسط angry girl
یک سال گذشت
یک سال پر از خاطره های تلخ و شیرین
وبلاگم.....تولدت مبارک![]()
امیدوارم سال بعد به بدی امسال نباشه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:26 توسط angry girl
بازم سلام
پست جدیدم در مورد صادق هدایت هستش(ظاهرا) میخوام یه ذره جو وبلاگم عوض بشه
ازین به بعد وقتی نظر میدین آدرس وبلاگتون رو هم برام بذارین تا جواب بدم
من زندگینامه ی این نویسنده ی بزرگ رو اینجا مینویسم
مطمئنا بیشترتون اون رو به خوبی میشناسید و اثر جنجالی بوف کور رو خوندید
اما کسانی که باهاش آشنایی ندارند هنوزم دیر نشده
سایتی که کتابها و عکسهای صادق هدایت توش هست توی پیوندهای
وبلاگ من قرار داره
هر چه زودتر کلیک کنید....
در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.
در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.






[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:12 توسط angry girl
به این زودی قصد نوشتن پست جدید رو نداشتم اما باید جواب دو تا از نظرهای مثل همیشه
بی آدرس رو میدادم آرتان و میلاد
اول نظر میلاد رو بخونید:
|
سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت: 9:45 |
توسط:میلاد |
|
|
ببین خانوم محترم شما هنوز بچه و نادانی که بخواهی از ترجمه های قرآن ایراد بگیری اگر کسی می توانست تمام قرآن رو اونطوری که خودش دوست داره بفهمه در روز 100 تا حضرت محمد تولید می شد | ||
جوابت:
توی اینکه بچه و نادانم شکی نیست اما ظاهرا" شما هم از من دانا تر نیستی
اولا من عقاید خودم رو نگفتم من عقاید علمی رو میگم که روز به روز در حال پیشرفته
دوما اگه این کتاب برای انسانها اومده انسانها حق ایراد گرفتن رو هم به اندازه ی قبول کردن دارن
سوما" حضرت محمد هم یک انسان بود و همونطور که میدونیم بی سواد!
|
سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت: 9:48 |
توسط:میلاد |
|
|
اگر تو می خوای قرآن رو بیشتر بشناسی و سوالاتو بپرسی برو از یه نفر بپرس که چیزی حالیشه نه ماز هم فکرای خودت بی شک اونام مثه تو نادانن | ||
عزیزم قبل از اینکه تو بگی من این کار رو هم کردم
من با خیلی از اونایی که مثلا حالیشونه بحث کردم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم...ضمنا شما برای من میتونی صفت
نادان رو به کار ببری اما برای نیچه و خیام و فیلسوفهای بزرگ دیگه نه
و همینطور تموم دوستایی که تو این مطالب با من هم عقیده هستند کساین که توی جامعه تایید شدن
با این حساب یا مردم نادانن یا تو زیادی مغرور
به خودت تا این اندازه حق نده که اونها رو نادان فرض کنی نادان کسیه که به دیگران میگه نادان
|
توسط:میلاد |
|
|
تو آزادی که در مورد دین بپرسی اما حالا تو بیشتر داری مسخره می کنی به نظرم مثه پست های اولت به شعرهای عاشقانه ات مشغول شو چون مهارتت زیادتره | |
اگه شما انتقاد کردن رو مسخره کردن میدونی آقای دانا متاسفم چون من مسخره نمی کنم نه توهینی کردم و نه
مسخره کردم فقط برای رد دلیل آوردم اگه دلیلم غلطه قانعم کن اگه نه خودت رو دانا فرض نکن چون اگه
خیلی عاقلی چیزی رو که بهش اعتقاد داری میتونی ثابت کنی ضمنا" من اینجا گفتم نظر بدین نگفتم برای من
تعیین تکلیف کنید که چه مطلبی توی وبلاگم بذارم و اگه یه کم با دقت وبلاگ من رو نگاه میکردی میدیدی که
از همون اول همراه با شعر مطالب فرهنگی و فلسفی و سیاسی و حتی بیوگرافی خواننده و فیلسوف و
انقلابی ها توشه این وبلاگ مربوط به موضوع خاصی نیست
مجموعه ای از عقاید و آرمانهای منه
و هر مطلبی رو که دلم بخواد توش میذارم ممنون که خواستی برام تعیین تکلیف کنی!!!!
حالا چیزی که آرتان از من خواسته
|
جمعه 18 مرداد1387 ساعت: 13:4 |
توسط:آرتان |
|
|
سلام میشه ازت بپرسم که اگه یه آفریننده و حاکمی نیست پس تکلیف این همه کرات و آسمانها و کو ه.. چی میشه واقعا می خوام بدونم باز دوباره به وبلاگت سر می زنم و جوابش رو ازت میخوام؟ | ||
ببین آرتان جون درسته جواب سوال رو با سوال نمیدن ولی من میخوام اینطوری جوابت رو بدم
فرض کنیم خدایی هم هست اون وقت تکلیف آسمون و زمین و....همه دست خدا ولی اونوقت تکلیف
خدا چی میشه!؟
همینطور که میبینی با توجه به نبودن خدا و تکیه بر جهش و انتخاب طبیعی به این نتیجه میرسیم که
وجود انسان و موجودات و کرات و.... هیچکدومش بی دلیل نیست و تکلیفشونم روشنه!
همه ی اینها جاودانه هستند با توجه به اینکه انرژی جاودانست!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:11 توسط angry girl
سلام
در مورد پست قبلم مریم نظری گذاشته که اینجا میذارم تا شمام بخونین و
چون آدرسی نداده همینجا جوابش رو میدم
مریم نظرش رو انگلیسی- فارسی نوشته من برای خوندن راحت تر اون
رو فارسی میذارم اینجا
مریم:
سلام. منم مثل شما یک زنم که میخوام نظرخدا رو راجع به جنسم بدونم
واسه همین تا وبتون رو دیدم اومدم تا اطلاعاتی بگیرم ولی خانم محترم اول
اینکه اگه این آیه ها رو خودتون خوندید یا کپی کردید؟ اگه خودتون خوندید باید
بگم که قرآنی که از روش خوندید تو خیلی از آیه ها اشتباه معنی کرده یعنی
دقیق نبوده
اگرم کپی کردید بهتر بود لا اقل بعضی هاشو چک می کردید ومثل من که از
قرآنی که داشتم نگاه کردم و اشکالات چند تاشون رو توی ترجمه دیدم ببینید
من نمی خوام دفاع کنم خودم دنبال جوابم
و خدام خودش بلده اگه لازم باشه دفاع کنه ولی سعی می کنم با تحقیق تر
ایرادبگیرم( منظورش از با تحقیق تر با اطاعات بیشتره!) خیلی چیزا تو ذهن منم
سواله و امیدوارم روزی به این نتیجه برسم که خدایی که میپرستم من رو به
عنوان یک انسان میدیده! من ترجمه ی کامل فارسی قرآن مال الهه ی قمشهی
رو دارم خیلی بهتر از بعضی از این ترجمه های بی در و پیکره!
مال انتشارات پژوهش! اگه خواستی بخون بعد با ذهن باز نتیجه بگیر!!!!
و جوابت مریم جون:
باید بگم که آیه هایی که منم اینجا نوشتم اگه شما سوادت در حد دیپلم
جمهوری اسلامی باشه نیازی به ترجمه نداری چون ترجمه ی همشون
آسون و واضحه!!!قصد توهین نداشتم میخوام یاد آوری کنم که زبان عربی
رو از اونجا که از اول دبستان داریم قرآن میخونیم کم و بیش بلدیم همه.
..بنابراین یا شما واقعا ترجمه ی قرآن رو نخوندین یا این آقای الهه ی قمشهی
الکی ترجمه کرده دوم اینکه عزیزم نوشتن این آیه ها افتخار نیست که من
بخوام از وبلاگ دیگه ای بدزدم رو این افتخار رو نصیب خودم کنم! وقتی میگم
خودم نوشتم مطمئن باش .اگه مطالب قبلیم رو بخونی میبینی هرجا مطلب
خودم نبوده منبع رو ذکر کردم
سوم اینکه شما میگی خدا خودش بلده جواب بده! باید بگم که سخت در
اشتباهی چون من 15 سال منتظر خدا بودم و جوابی نشنیدم...چون الله وجود
نداره! محمد هم همون اولا آب پاکی ریخت رو دست مردم و گفت خدا فقط با
پیغمبرها حرف میزنه آره خانم در اشتباه بزرگی به سر میبری امیدوارم برگردی
و جوابم رو بخونی و توام
مثل همایون فرار نکنی!!!
خوب از این قضیه که بگذریم خیلی از بچه ها ازم پرسیدن که خدای من کیه
و من چی رو میپرستم خودمم فکر کردم که دلایلم رو بهتره اینجا بنویسم برای
رد دین و خدا تا شما منظور من رو از خدا بفهمید و دلایلی رو که به نظرم
منطقی میان اگه واقعا" منطقی نیستش راهنماییم کنید و ایرادهاشو بهم
بگید این وبلاگ درش به روی همه ی آدمای باشخصیت بازه چه کافر چه
مسلمون فقط مودب بودن کافیه!
اول از همه در مورد خلقت جهان باید بگم من با توجه به مطالعات و ذهنیات
خودم دو تا فرضیه دارم
1_ مبداء لغت تعریف نشده ایه: منظورم اینه که یه چیزیه مثل بی نهایت،
میدونید که تو ریاضیات بی نهایت چیز تعریف نشده ایه اما نمیشه گفت که
وجود نداره و مجازیه بنابراین مبداء دقیقا" مثل مقصد که تعریف نشده ست
تعریفی نداره در نتیجه طبق اولین فرضیه دنیا ابتدا و انتها نداره
2_ اما اگه در مورد مبداء بخوایم تعریفی داشته باشیم من معتقدم یعنی
نمیشه گفت معتقدم من موافقم با نظریه ی داروین در رابطه با جهش یعنی
نظریه تکامل!!همه چیز از یک تک سلولی آغاز شده و جهش موجب تغییرات
و به وجود اومدن انسانها و حیوانات امروزی شده دلایلی که میتونه جهش
رو ثابت کنه یکیش اینه که بنا به مدارک و اسناد تاریخی انسانهای اولیه قد
بلند تر با جثه ای بزرگتر از نسل امروز و قیافه ای شبیه میمون هستند ایرانی
های عزیز میتونن سیر تکاملی
رو در موزه ی اصفهان که در کنار کاخ چهل ستون هستش مشاهده کنن!و
روز به روز نسل انسان با قیافه ای متفاوت تر از گذشته به دنیا پا گذاشته!
در مورد برهان علیت (علت و معلول) : این قضیه همین طور که میتونه خدا
رو اثبات کنه میتونه انکارشم کنه بنابراین دلیلی موجه و منطقی و قابل
بحث نیست اما من اینجا چگونگی انکار و اثبات رو توضیح میدم
خوب کسانی که به وجودی با نام خدا اعتقاد دارند میگن هر علتی
معلولی داره! یعنی هر چیزی توی دنیا سازنده ای داره و بالاخره در
نهایت آخرین علت خداست!!!و اما ردش به این شکله که میتونه آخرین
علت همون تک سلولی جهش یافته باشه!
در مورد برهان نظم هم دیگه اصلا" قابل بحث نیست که میگه هر
نظمی ناظمی داره در نتیجه نظم گیتی ناظمی به نام خدا داره
این بحث واقعا" خنده داره واقعا من از روی چه مدرکی باید بگم ناظم جهان
خداست؟؟؟؟چرا انسان نیست که در واقع هم هست در حال حاضر انسانه
که در نظم دنیا دخالت داره!
این از نظر من در مورد وجود خدا ...اما من به خدا اعتقاد دارم ولی با تعریفی
خیلی متفاوت از تعریف شما که اون رو خالق میدونید حالا در بین حرفهام
منظورم رومیفهمید
آدم دروغی کودکانه در قرآن
بزرگترین و اساسی ترین مشکل تناقض بین علم با قرآن و حالا چگونگیش
رو براتون میگم:
همون طور که میدونید خدا در قرآن گفته اولین انسان روی زمین حضرت آدم
بوده که خدا اون رو خردی والاتر از تمام فرشته و جن وپری های جنت عطا
کرده!به طوری که برای اون سجده بردند به استثنای ابلیس!در نتیجه اون
یک انسان وحشی نمیتونه باشه در صورتی که وحشی بوده باشه تمام
ملائکه هم وحشی هستند و طبق آیات
قرآن اون انسانی کامل بود که به خاطر یک اشتباه وارد زمین شد
اما علم میگه انسانهای اولیه موجوداتی وحشی بودند که در ابتدا زبانی
نداشتند و نمی تونستن با هم ارتباط برقرار کنند و با ایما و اشاره
منظورشون رو به هم میرسوندند
آدم و حوا انسانهای اولیه بودن!!!آیا اونهام مثل کر و لالها با اشاره ی دست
با خدا ارتباط برقرار میکردن؟؟؟
مساله ی بعدی که مساله ی اصلی هستش اینه که ما به کجا خواهیم
رفت بعد از مرگ و اصلا" وجود انسان از چیه؟؟؟
بازگشت جاودان
شاید در مورد بازگشت جاودان شنیده باشید اما من بازهم در موردش
مینویسم توی قرن 21ام انسان هر روز پرده ای از رازهای این جهان مرموز
برمیداره و یکی از کشفیات امروزی که در علم متافیزیک قابل بحث هستش
و نظریه ی فیلسوفهای بزرگی از جمله فریدریش نیچه و خیام و همچنین
دانشمندانی مانند داروین هستش اینه که وجود انسان از انرژیست
میدونیم که هرچیزی انرژی داره و طبق قانون پایستگی انرژی، این انرژی نه
خود به خود به وجود اومده و نه خو.د به خود از بین میره بنابرین انرژی مبداء
و مقصد هم نداره
(نظر اولم رو راجع به مبداء گیتی بنا بر این دلیل گفتم) ...همین طور که گفتم
وجود انسان از انرژیست در نتیجه انسان به مرور زمان و در طول عمرش
انرژیش رو از دست میده یعنی در واقع انتقال میده برای مثال انرژی هایی
که صرف کارهای روزمره میکنه
انرژی که هنگام عصبانیت از بدن خارج میکنه و .....
به هر حال از راه های مختلف انرژی تخلیه میشه و نهایتا" انرژی در ناحیه ی
مغز که محل فرمان هستش تموم میشه و در نتیجه فرد میمیره ...چون
به عضلات فرمانی نمیرسه و در نتیجه کاری هم انجام نمیدن...اما هنوز هم
بدن دارای انرژی هستش چون تک تک مولکولهای بدن انرژی دارند و چی
به سر اون انرژی میاد؟؟؟
اگر فرد رو خاک کنن بدن تجزیه میشه و مقداری از انرژی وارد بدن موجودات
ذره بینی که بدن رو تجزیه کردن میشه مقداری از اون وارد املاح خاک شده
وارد گیاه میشه .
در نتیجه میتونیم بگیم بدن فرد کاملا" تجزیه و انرژی اون بازهم وارد چرخه ی
طبیعت میشه اگر فرد رو بسوزونن از بدن خاکستر و دود میمونه،
بسیار خوب! واضحه که اینهام دوباره وارد چرخه ی طبیعت میشن در نتیجه
انسان مهم نیست مساله انرژی
هستش که هم چنان در بقاست و امکان ایجاد و انقراضش غیر ممکنه
طبق این نظریه دنیا هم چنان پا برجاست و موجوداتن که عوض میشن وچنانچه
سوابق نشون داده ما یعنی انسانها در واقع بر تمام موجودات برتری داریم چون
جهان رو با تمام موجودات تحت سلطه گرفتیم و همچنان پا برجا هستیم
تاثیرات انرژی
همین طور که میدونید همیشه انسانهایی که امید به زندگیشون بیشتره
و کمتر حرص و جوش میخورن بیشتر و سالم تر زندگی می کنن. این
هم دلیل علمیش ثابت شده:
ببینید یکی دیگه از راههای انتقال انرژی به افراد از طریق ارتباطات هستش
که عاطفه رو ایجاد میکنه...وقتی ما به کسی ابراز علاقه می کنیم در واقع
به اون فرد انرژی مثبت میدیم و به همین دلیل در اون تاثیر میگذاریم
همونطور که میدونید
همیشه تو زندگی روزمره این بحث وجود داره که یه عده تو ایجاد ارتباط
با جنس مخالف موفق تر از سایرین هستند در واقع این افراد نحوه ی
انتقال انرژی رو بلدن و یا به دلایلی مثل زیبایی انرژی مثبت دارند
(البته زیبایی در ذهن افراد مختلف متفاوت جلوه می کنه)
به هر حال، این انرژی موجب ایجاد رابطه میشه....
متافیزیک واقعیت بودن ضرب المثل ((از هرچی بدت میاد سرت میاد ))
رو ثابت کرده. در واقع این هم با توجه به انرژی مثبت و منفی هست که الان
یه مثال آوردم برای مثال من خودم از زنبور به شدت متنفرم ولی جالب
اینجاست که هرجایی که باشم توی 100 نفر هم زنبورا فقط دور من
میپلکن ...درسته که امروزه ثابت شده
این مساله به دلیل وجود ماده ی خاصی در خون بعضی از افراد هستش
که باعث کشش حشرات به سمت خودش میشه اما متافیزیک هم دلیل
دیگه ای برای اون آورده و اونهم انرژی منفی هست که فرد به چیزی که ازش
ترس یا تنفر داره وارد میکنه...مثلا وقتی فرد از زنبور میترسه مدام به تنفرش
از زنبور فکر میکنه و انرژی
منفی اون به حشره میرسه و در نتیجه اون رو نیش میزنه
این دلیل کاملا علمیه و مطمئن باشین نه کپی شده و نه من در آوردیه
خوب حالا این بحثا چه ربطی به خدا داره؟؟؟
اتفاقا موضوعی که من در مورد انرژی نوشتم به طور جالبی به اعتقادم در
مورد خدا بر میگرده ...در ذهن من خدا یک حالته! یک احساسه! یعنی من در
شرایطی که به سختی برمیخورم به موجودی به نام خداکه در اعتقادم در
درون خودم هست پناه میبرم و این رو مطمئن باشید صرفا برای تبلیغ
عقایدم نمیگم چون برام مهم نیست
چند نفر هم عقیدمن هستن ولی این کار من جواب داده
در واقع من انرژی مثبتی به نام خدا برای خودم ایجاد کردم و در مواقع سختی
خودم به خودم انرژی میدم یعنی در واقع انرژی درونیم رو بیدار می کنم
به خاطر همین من خیلی دیر نا امید میشم و مساله ی دیگه اینکه توی
زندگیم یه شعار دارم
اول خودم بعد دیگران....شاید فکر کنید یه جور خودخواهی هستش ولی
من به این اعتقاد دارم که اول باید مشکلات خودم رو حل کنم به همین دلیل
همیشه سرشار از انرژی هستم خیلی بیشتر از هم سن و سالام حتی
در بدترین شرایط!
خوب یه مقدار از موضوع خارج شدم چون قرار نیست من خودم رو معرفی کنم
اما فقط خواستم باورم در رابطه با خدا
رو دقیقا بهتون برسونم
مساله ای مهم
اگر انسان از هم پاشیده می شود دلیل وجود این دنیای بیهوده چیست؟؟؟
در مورد این مشکل هم دوباره میتونیم به اعتقادات نیچه و داروین پناه ببریم
در واقع اونا با نظریه انتخاب طبیعی اعتقاد دارند یعنی طبیعت بهترینها رو انتخاب
می کنه یعنی بیشترین انرژی ها .مثبت ترین انرژی ها به همین دلیل
دایناسورها که نابود گر بودند رفته رفته انقراض پیدا کردند...
خوب دوستای خوبم این تمام عقایدم در مورد خدا هستش از نظر علمی
من این طوری توجیه شدم و در رابطه با دینم همونطور که پست قبلیم رو
دیدین فعلا" یکی از سوره ها رو نوشتم و بعدهام سعی می کنم بنویسم
حتی در مورد مسیحیت و یهودها
شاد باشید
منتظر کامنت و راهنماییهاتون هستم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:31 توسط angry girl
بازم سلام پست جدیدم در مورد آیات قرآن هستش معنی چند آیه رو نوشتم و برداشتم رو
خودتون قضاوت کنید و اگه اشتباه فکر می کنم قانعم کنید
ضمنا" من از امروز با هر کسی مثل خودش حرف خواهم زد پس مودبانه لطفا"
سوره بقره آیه ۲
ذلک الکتاب لا ریب فیه.....این کتاب که هیچ شکی در آن نیست
تا جایی که از تاریخ خبر دارم قرآن در زمان محمد نوشته نشده در واقع در آن زمان
کتابی به نام قرآن وجود نداشت
پس چرا اینجا به کتاب اشاره شده؟؟!!!
بقره آیه ۷
و ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم وعلی ابصارهم عشاوه و لهم عذاب الیم
و خدا بر دلها و گوشهایشان مهر نهاد و بر چشمهایشان پرده ایست و برای آنها عذابی دردناک خواهد بود
خدا خودش نمیخواهد کافران ایمان آورند چراکه بر گوشها و دلهایشان مهرگذاشته تا نادان بمانند
بنابرین چرا باید کافرانی را که به خواست خودش کافر مانده اند مجازات کند!!!!خداوند رحیم....
بقره آیه ۴۷
یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انی فضلتکم علی العالمین
ای بنی اسرائیل یاد کنید نعمتهایی که به شما دادم و شما را بر عالمیان برتری دادم
خدا هم تبعیض نژادی بین بندگان قائل است!خداوند عادل....
بقره آیه ۴۹
سوء العذاب یذحبون ابناکم و سیتحیون نساءکم و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم
شما را عذاب سختی بود که پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده نگه میداشتند.
من با این آیه دو مشکل دارم
اول اینکه گویا بنی اسرائیل مجموعه ای از مردها بوده با این طرز حرف زدن مخاطب خدا زن نمی تواند
باشد....پس قرآن برای مردهاست
دوم اینکه چرا زنده ماندن زن عذاب دردناک است برای مردان؟؟؟؟
قابل توجه خانمهای مسلمان....
اسلام برای مردان است شما آزاد هستید
بقره آیه ۵۴
فاقتلوا انفسکم ذلک خیر لکم....
پس به کشتن هم تیغ برکشید که آن برای شما نیکوتر است
در اینجا در زمانی که موسی برای عبادت به کوه رفته بود قومش گوساله ای از طلا ساخته
به پرستش آن مشغول شدند !!!!
و موسی آنها را به کشتن هم تشویق کرد مگر نمیگوییم الله کافران را به دوزخ خواهد فرستاد !
پس چرا در زمین خون و خونریزی؟؟؟؟دراینجا قاتل بودن امتیاز قرار گرفته
باید یکدیگر را بکشند تا پروردگارشان آنها را ببخشد....
سوره بقره آیه ۵۵
و اذ قلتم یا موسی لن نومن لک حتی نری الله جهره فاخذتکم صاعقه و انتم تنظرون
و زمانی که گفتید ای موسی ما به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه الله را ببینیم و صاعقه ای فرود آمد
و شما مشاهده کردید
۱ اگر منظور از صاعقه خداست که خود را به بنی اسرائیل نشان داده:
مگر نه اینکه انسان از گل بود و خدا از روح خود در گل دمید و انسان پدید آمد
در نتیجه انسان هم باید از جنس صاعقه باشد چون از جنس خداست
۲ اگر منظور بازهم عذابی برای بنی اسرائیل است:
این بخت برگشته ها خواستند خدای خود را ببینند و این درخواست عاقلانه ای است پس چرا
باید به خاطر این درخواست بازهم عذاب ببینند.
بقره آیه ۶۱:
این آیه طولانی بود ننوشتمش ولی خودتون میتونید برید و ببینیدش
بنی اسرائیل به موسی گفتند از خدا تقاضای غذای بهتری برای ما کن و خدا ی رحمان آنها را به خاری
و ذلت کشاند.......
قسمتی از آیه ۸۳ بقره خطاب به بنی اسرائیل:
اقم الصلاه
نماز بپا دارید
اما نماز مال زمان مسلمانها بوده ...یهودی ها که نماز ندارند چگونه کاری را که از آن بی خبرند
انجام دهند...
آیه ۱۹۱ بقره:
و اقتلواهم حیث ثقفتموهم
و هرکجا مشرکان را یافتید آنها را بکشید
آیا اسلام است که حق انتخاب داده؟؟؟؟باید یا ایمان بیاوریم یا به دست مسلمانان کشته شویم
این است دین خون وخونریزی
آیه ۲۱۲
و الله یرزق من یشاء بغیر الحساب
و خدا هرکه را بخواهد روزی بی حساب میدهد
چرا خدا به بعضی ها بی حساب روزی میدهد؟؟؟؟؟عادل مطلق
آیه ۲۲۱ بقره:
بازم خودتون ببینید گفته :
و با زنان مشرک ازدواج مکنید مگر اینکه ایمان آرند و کنیزکی مومن بهتر از زن آزاد مشرک است
در اینجا کنیزک را موجودی حقیر و زن آزاد مشرک را حقیرتر از حقیر شمرده
الله عادل مگر با مستمندان نبود؟؟؟چرا کنیزک را تحقیر کرده؟جز اینکه پولی ندارد !
و چرا زن کافر را هم به خاطر عقاید پوچ حساب کرده؟؟؟
تکلیف دو نفر که عاشق هم میشوند چیست؟؟؟به خاطر تفاوت عقاید هیچگاه به هم نمیرسند
البته حرف مسخره ای زدم عرب چه میداند عشق چیست؟؟؟۱!!!
آیه ۲۲۲ بقره
در این آیه گفته شده عادت ماهانه عذابیست از طرف خدا برای زن مردان در این دوران از مباشرت
با همسر خود دوری کنند!
صرف نظر از دلیل علمی امروزی که میدانیم قاعدگی برای جنس مونث نیاز اساسیست و موجب
خروج میکروبها از بدن او میشود و در واقع قاعده نشدن یک عذاب است میتوانیم حرف الله را
قبول کنیم
انتخاب کنید یا الله یا علم
و مساله دوم اینکه به مردان گفته شده در این دوران از مباشرت با زنان خودداری کنند!!!!
یعنی در این دوران زن انسان به شمار نمیرود
همینطور که میبینید زن در اسلام مقام والایی دارد!!!!!
آیه ۲۲۳ سوره بقره
و نساءکم حرث لکم
زنان شما کشتزارهای شمایند
حرفی ندارم .....
آیه ۲۴۷ و ۲۴۹
خدا نام پیامبرش را از یاد برده درآیه ۲۴۷ او را طالوت خوانده و در آیه ۲۴۹هالوت
بالاخره طالوت یا هالوت؟؟؟؟؟
آیه ۲۵۱
حضرت داوود حضرت طالوت یا هالوت را میکشد
برادر کشی!!!!پیامبر خدا پیامبر دیگر را میکشد
اینا تعداد کمی از آیه ها و ایرادها فقط در سوره ی بقره هستش
اگه فرصت بشه بازم تو پستای بعدی سوره های دیگر رو مینویسم برای
کسانی که تا حالا یه بارم قر آن رو نخوندن و مسلمون شدن
هیچ فک کردین چرا آخوند میگه خوندن عربی قرآن ثواب بیشتری داره؟؟؟؟
مسلما به خاطر اینکه میدونه اگه معنیشو بخونید گندش بالا میاد و میفهمید
که یه دروغه بزرگه
موفق باشید...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت4:44 توسط angry girl
سلام به همه ی دوستای گلم
امروز بعد از یه مدت طولانی اومدم به وبلاگ سر بزنم و وقتی تعداد نظرها رو دیدم واقعا"
شوکه شدم از همتون ممنونم که بهم لطف دارین و سر میزنین
آقا همایون گل اومده اینجا با آقا منصور که یکی از بهترین وبلاگ نویسای نت
و بهترین دوستی که هرکسی میتونه داشته باشه بحث کرده
اگه تونستین برین بخونین خیلی جالبه
ولی خوب کاش هر دو طرف خودتونو یه کم کنترل می کردین
من در حدی نیستم که بخوام قضاوت کنم
اما آقا همایون شما چون برا من آدرس نذاشتی همینجا جوابتو میدم
اولا" اوایل شما خودت کلی فحش و ناسزا بار عربا کردی
عرب پا پتی و تمساح خوار و... آقا منصور رو هم به خاطر اسمش که عربیه تحقیر کردی
بعد میای ائمه رو تحسین می کنی!!!
شما حرفات خیلی ضد و نقیض
خوب عزیز من محمد هم یه عرب تمساح خوار بود
با این تفاوت که مال ۱۴۰۰ سال پیش بود
واسه همین خیلی بدتر از عربای وحشی و بی ریشه ی امروزی
ضمنا" من بی ریشه نیستم
من ایرانیم و از قوم ماد ایرانی و به ایرانی بودنم افتخار می کنم
واسه همینم هست که میخوام ریشه م رو حفظ کنم
و عربها رو قبول ندارم من ایران اسلامی نمی خوام
من ایرانی آزاد میخوام من و هم سن و سالام دموکراسی میخوایم
چون ما نبودیم که به انقلاب اسلامی رای آری دادیم
و حالام نمی خوایم تو اشتباه اجدادمون بسوزیم.
ضمنا" باید بدونی منصور خودش اسم خودش رو انتخاب نکرده والدین اسمش رو گذاشتن
و اینم جای تاسف داره
برا هممون متاسفم چون فرهنگ عربها ریشه ی ما ایرانیا رو سوزونده
باور کن اگه تاریخ رو بخونی می فهمی که هیچکس به اندازه ی عربها
به ایران و غنایم و تاریخ ایران ضربه نزده
یه ضربه ی جبران ناپذیر
مطلب بعدی اینکه من قرآن رو کامل خوندم
البته عربی نه ! چون به خاطر به قول شماها ثوابش نخوندم
خوندم تا بفهمم و وقتی فهمیدم ردش کردم
و اگه سرمم به باد بدم سر حرفم هستم
قرآن یه کتاب کامل نیست
کتابیه که به وسیله ی یه ظالم مطلق نوشته شده
ضمنا" من تقریبا" یه ماه که با وبلاگ آقای فاضلی و بقیه دوستان آشنا شدم
ولی وقتی چند تا از فایلهاشونو دانلود کردم دیدم که واقعا" داره حرف دلم رو میزنه
و حرفهاشو تایید می کنم و دوسش دارم
البته تموم حرفاشو نه
ولی 99 درصد رو اگه بشینی و واقعا" نه به چشم دشمن به چشم یک منتقد گوش بدی
می فهمی که واقعا" منطقی و کامله
آقای فاضلی باعث نشده من این عقاید رو داشته باشم
من از ۱۵ سالگی با اسلام مشکل داشتم
و هنوزم دارم و خواهم داشت
اگه فرصت بشه یه پست در مورد قرآن می نویسم
اون وقت شما خودت بیا و قضاوت کن
در مورد امام زمانتم دیگه کپ کردم نمی دونم چی باید بگم
کدوم امام زمان عزیز من
اگه شواهدی از محمد و اماما هست هیچ مدرکی برای اثبات امام زمانت وجود نداره
خواهش می کنم باور کن من دارم عذاب می کشم
اگه واقعا شما یک آدم تحصیل کرده هستی یه کم عاقلانه و با دید باز فک کن
امام زمانی وجود نداره
به خدا در اشتباهی
عزیز من شما مسلمونا هنوز تو خودتونم اختلاف دارین و هر کی سر یه مذهبه
تشیع اماما رو قبول دارن و تسنن خلفا رو
نوع نماز خوندنتون با هم فرق می کنه
عقایدتون زمین و آسمونه
مگه شماها نمی گین امام زمان رو خدا گفته که ظهور می کنه؟؟؟پس چه طور از یه طرف
همین الله گفته محمد آخرین فرستاده ست؟؟؟
دیدی خداتونم با خودش مشکل داره
اگه مدرکی داری برا اثبات بیار جلو ولی از تفاسیر استفاده نکن هیچ وقت
بدون که تفسیرم کار یه آخوند که به نفع خودش نوشته
ضمنا" مگه قرآن رو زمان خلفا ننوشتن؟؟
اگه اشتباه نکنم زمان عثمان بود از حافظه ی مردم استفاده کرده باشن
خوب انسان جایز الخطاست
ممکنه عربای اون زمان حافظه ی ضعیفی داشته باشن
اون موقه میگیم که قرآنتونم حرف الله نیست
اگه حتی الله وجود داشته باشه
تاریخ و شواهد اینا رو می گه
یادت باشه
اینا حرف من نیست
این تو کتاب دینی دوره ابتدایی همین ایران اسلامی نوشته شده
واضح و روشن
در مورد فقر هم من نمی گم تنها کشور فقیر ایرانه!
کشورای دیگه رم تحسین نکردم
هیچ وقت هیچ جای دنیا ایران ما نمیشه
اما این طورام که شما میگی نیست
فک نکن فقط خودت اون ور بودی و می دونی
ایران در حال حاضر یه کشور جهان سوم
اینو من نمیگم تموم دنیا میگن و منم قبول دارم
در حال حاضر ما تو وضع وحشتناکی هستیم
شما که الان ایران نیستی بهتره بدونی که اینجا روزی ۳ ساعت
و گاهی بیشتر از ۳ ساعت برق قطع میشه
هم زمان با قطع برق آب هم قطع میشه
اون وقت فک می کنی اوضاع بهداشتی مردم چه طور میتونه باشه
این گوشه ی کوچکی از مشکلای ایران امروزه
که اونم تازگی بهش دچار شدیم
وسط تابستون کمبود برق و آب
حالا آقا همایون گل شما که انقد ایران دوستی چرا رفتی اونور آب
رضا فاضلی عذرش موجه
اگه میموند آخوندا میکشتنش
ولی تو چی؟؟؟؟
حالا شما میگی که ۵ ماه دیگه برمیگردی ایران
اصن چرا رفتی که امروز بخوای برگردی؟؟؟؟؟
در مورد حرف آخرتم که گفته بودی ایشالا آقا میاد و دست همه رو میبره
آقایی که دست آدما رو به خاطر اشتباهات میبره
همون بهتر که وجود نداشته باشه
چون نیومده داره خون و خونریزی می کنه
ضمنا" من با خدا کاری ندارم
در این مورد بحث نمی کنم
ولی مطمئنم اگه وجود داشته باشه اون خدا الله نیست
اینو بهت قول میدم
پ.ن: دوستای گلی که به وبلاگم سر زدین مطمئن باشین تو اولین فرصت لینکتون می کنم
فعلا" فقط میتونم ازتون معذرت خواهی کنم چون نتونستم یکی یکی به وبلاگاتون سر بزنم و
نظر بدم
بهتون قول میدم هر وقت اوضاع درست شد به همه سر میزنم
چون از همتون یه تشکر درست و حسابی بدهکارم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:23 توسط angry girl
بچه ها من تو پست قبل قسط توهین به هیچ کسی رونداشتم
و من اصلا"در حدی نیستم که بخوام به عقاید کسی بی احترامی کنم .
فقط نظر خودم رو نوشتم همین اگر کسی هم از خوندنش ناراحته متاسفم ولی
وبلاگ من رو کسی تاثیر نداره پس میتونین دیگه واردش نشین و پستامو نخونین
بعضی از عزیزان با نظرهاشون که واقعا" نشانه ی شخصیتشونه و صد برابر آدم رو
از عقایدشون متنفر می کنه به من لطف می کنن
به هر حال معذرت میخوام
من فکر می کردم کسایی وجود دارن که با فکر جلو برن نه با احساسات البته
خوشبختانه هستند ولی متاسفانه تعداد معدودی
من خودمم خوابم پس از این به بعد نمی گم بیدار شین
میگم تو منجلاب بمونین و بخورین که حقتونه(قابل توجه ارادتمندان جمهوری اسلامی..)
پ.ن : این روزا مشکل بزرگی برام پیش اومده و نمی تونم آپ کنم
هر چند که آپای من رو هیچ چیزی تاثیری نداره
ولی خواستم یه خداحافظی موقت از دوستای گلم بکنم
بهم انرژی بدین که دارم داغون میشم...
به هر حال فعلا" خدانگهدارتون دوستای با معرفت و گلم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:40 توسط angry girl
دیگه از گفتن این چرندیات خسته شدم
آره واقعیته واسه همین چرند به نظر میرسه
خسته شدم انقد نشستم و خوابیدن شماها رو دیدم
منم از شماها بدتر
آخه میخوام بدونم ما چی داریم واسه از دست دادن؟؟؟
میترسین دیگه ماست خیار با نون خشک نداشته باشین واسه خوردن؟؟؟
میترسین دیگه نتونین بنز همسایتونو ببینین و آه بچه تونو بشنوین؟
میترسین ماهی ۱۵۰ هزار تومن حقوقتونو ندن که حتی پول اجاره خونتونو نتونین بدین
ماها چی داریم واسه از دست دادن
همه چیمون به باد رفت
آره هنوزم هستن خرایی که میرن و برای انرژی هسته ای سر و دندون میشکنن
آخه بیچاره ها هر وقت معزل فقر و بی سوادی رو حل کردین
اون وقت برین انرژی هسته ای تونو حق مسلم بدونین
من با چشای خودم دیدم که اخبار همین جمهوری.... پیر مردی رو نشون داد
که داد میزد انرژی هسته ای حق مسلم ماست
رفتن ازش پرسیدن آقا به نظر تو چرا انرژی هسته ای حق ماست
خوب فک نمی کنم این حرفا فایده داشته باشه
اما وقتی جوابشو شنیدم من به جای اون مرد خجالت کشیدم
گفت:
من برای حفاظت از اسلام میخوام که انرژی هسته ای رو به دست بیاریم
و برای دفاع از اسلام
...
من مردم
من خواستم همون لحظه بشینم و زار زار گریه کنم
آخه می خوام بدونم اورانیوم غنی شده چه ربطی به شمشیر حضرت علی
و احادیث حضرت محمد
و یا هر چیز دیگه ای داره
قسم میخورم که اون مرد اصن نمی دونست برا چی بیرون اومده و شعار میده!!!!
مردم بیدار شین
آخه تا کی جهل؟؟؟؟؟
ایرانمون رو تکه تکه کردن!!!!اینو ببینید
تبعیت از قوم عرب کافیه
تمومش کنین دیگه
میدونم ۸۰ درصد از شما بعد از خوندن مطالبم میگید که این آدم نیست
چون کافر چون اسلام رو قبول نداره
میتونم حدس بزنم چی میگین و چی میشه
ولی باز چند لحظه به خودت و وضعت نگاه کن
ببین آیا به عنوان یه انسان این حق تو؟؟؟
محروم از همه چی
حتی نوشتن
ماها با نوشته هامون حکم مرگمون رو امضا میکنیم
تموم حقها رو ازمون میگیرن
واضحه که وبلاگ من هم به خاطر این پست کوچک فیلتر خواهد شد
چون این مملکت اجازه ی گفتن حقیقت رو هم به ماها نمیده!!!
وقتی یه کاریکاتور از حضرت محمد تو یه مجله خارجی کشیده شد!!!
ایران منفجر شد
مطبوعات! مردم !آخوندها و سران هم بماند!!
اما در مورد فیلم ۳۰۰!!!!
خیلی راحت به ما پدرامون و نسلمون
و از همه مهم تر به سرزمینمون توهین کردن
اما حتی یه نفر نگفت به چه حقی؟؟؟
چه طور این اجازه رو به خودتون دادین؟؟؟؟
هیچکس در مقابل این فیلم عکس العمل نشون نداد
حرفا تکراریه
ولی اگه اینارم نگیم بغض خفه مون میکنه
من یه دختر ۱۷ ساله هستم و از همه چیز مرحوم
فقط به این دلیل که یه مشت آدم ......... سران مملکتم هستن!!
سیستم آموزشی ایران در وحشتناکترین وضعیته
جوونای ایرانی جوون بودن رو تجربه نمی کنن!!
هیچ وقت نفهمیدیم که آزادی یعنی چی
هیچ وقت این فرصت رو نداریم که کنار درسهامون حتی یه کتاب دیگه رو مطالعه کنیم
اطلاعات عمومی همه صفر
توی مدرسه هامونم که بیشترین ساعتها مختص یادبود شهدا
خوندن نماز جماعت
و کلاسای قرآن
میخوام بدونم هیچ نوجوان ایرانی هست که بدونه گردش علمی یعنی چی؟؟
بدونه علم چیه؟؟
همه مون داریم وقتمون رو صرف حفظ آیات قرآن کنیم
اینجا درس رو یاد نمیگیرن فقط حفظ می کنن
چون کسی که یاد بگیره نمی تونه بالا بره
شرط رئیس بودن توی ادارات عضو بسیج شدنه
...
کسی که عضو بسیج باشه تو دانشگاه سهمیه داره
کافیه که گزارش بدی! دیگه اونا کاری به سواد تو ندارن
تو فقط سر جوونارو به باد بده خودشون بهت حتی مدرک دکترا رو هم میدن
نیازی به درس خوندن نداری
ماها کلاه سر خودمون میزاریم با درس خوندن
....
هموطنای من دارن تو فقر دست و پا میزنن یه دختر هم سن و سالم
برای اینکه حتی نون خشک نداره که شبش رو باهاش به روز برسونه
میره خود فروشی میکنه
همه دارن برا نون شب جون میکنن و در آخر هیچی به دست نمی آرن
یه خونه ی دوبلکس کنار یه خرابه
چسبیدن به هم
توی دوتاش چند تا بچه هستن که انسانن
و به دنیا اومدن هیچ کدومشون دست خودشون نبود
و حق انتخاب نداشتن
اما یکی تو ناز و نعمت
و یکی محتاج نون شب
بیدار شین
بیدارشین
ما این وضعیت رو داریم از اون طرف دارن پولای ما رو خروار خروار میفرستن واسه لبنان و فلسطین
اونا گشنه نمونن
مردم خودمون به درک
ماها همه خوابیم
یه بار گول خوردیم به این لعنتیا گفتیم آره
حالا همه پاشین
دست به دست هم
بیاین همه با هم به ویران شدن ایران بگیم نه
اینا الان فقط یه شعاره
اما ما میتونیم این شعار رو عملی کنیم
ما میتونیم بازم آزاد باشیم
در حال حاضر مردم ما خودشونم نمی دونن چی کار می کنن
تموم نژاد ها افتادن به جون هم
کردا واسه ترکا جک میسازن ترکا واسه کردا
لر و ترک و فارس و ارمنی و....همه و همه به جون هم افتادن
من خودم کرد هستم و این چیزی رو که به شما میگم خودم شنیدم
توی اصفهان و چند بار هم توی شهرای شمالی شنیدم
که ازم پرسیدن این واقعیت داره کردا سر میبرن؟؟؟
ببینید چیزی که به گوش مردم رسیده
همون موقه میخواستم داد بزنم که نه این کردا نیستن که سر میبرن
این محمد و عمر و تموم اون عربا بودن که سر میبریدن
اما....
اینا همش فریاد زیر آب
چرا باید ماها با تنفر کنار هم زندگی کنیم؟؟؟
مگه غیر از اینه که ماها همه ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم بود
ما میتونیم که دوباره ایرانمون رو از نو بسازیم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت4:25 توسط angry girl
نکته پردازی های نیچه در غروب بتها:
دلاورترین کسان هم در میان ما کمتر دل آن چیزی را دارد که به راستی می داند!!
*****************
حقیقت همیشه یک رویه است! آیا این دوروغی دو رویه نیست؟؟؟
*****************
بسا چیزها را نمی خواهم هر گز بدانم. خردمندی بر دانش هم حد می گذارد
******************
بلی بشر همانا یکی از خطاهای خداست ؟ یا خدا همانا یکی از خطاهای بشر؟؟؟
******************
از درس های د انشکده ی جنگ زندگی آنچه مرا از پای در نیندازد قوی ترم میسازد!!
*****************
یاور خود باش تا همه یاورت باشند...اصل نوع دوستی
******************
خر آیا می تواند سوک انگیز باشد؟ یعنی زمین خوردن آن زیر باری که نه میتواند زمین
بگذارد و نه می تواند بکشد! این است داستان فیلسوف
******************
سر خورده می گوید: در پی مردان بزرگ می گشتم اما آنچه یافتم جز بوزینگان آرمانشان
نبود.
******************
چه شود اگر من حقدار بمانم یا نمانم ! من اکنون چه حقها که ندارم! آنکه امروز از همه بهتر
بخندد تا آخر می خندد....
******************
فرمول من برای شادکامی: یک آری یک نه یک خط راست و یک هدف...
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:54 توسط angry girl
میدونی ما کی هستیم؟
مطمئنم نمیدونی
منم نمیدونم
هیچکی نمی دونه
ولی من یه چیزی میدونم
هیچ وقتم فراموش نمی کنم
اما مث اینکه تو یادت رفته
اجداد ما ساختن و ساختن
بچه های نا اهلشون سوزوندن
و حالا ما توی خاکستر
نشستیم
ولی چون غرق در گذشته ایم
هیچ وقت بلند نمی شیم که خاکستر رو پاک کنیم
و از نو بسازیم
خوب حالا که نشستی و می خونی
تا آخر بخون ایرانی
می خوام ببینم بعد از خوندن این پست
بازم به ایرانی بودنت
و به فرزند داریوش و کوروش بودن افتخار می کنی؟
بازم میری تخت جمشید تا سنگها رو نگاه کنی
و احساس غرور کنی؟
گذشت
باور کن گذشته ها گذشته
ازت خواهش می کنم تا آخر بخون و با دقت نگاه کن:
خوب می خوام نظر آقای احمقی نژاد رو
در مورد هر کدوم از این عکسها بنویسم

این پسر رفته تو کوچه
و با اسکوترش بازی کرده
از شدت خستگی رفته تو جوب استراحت کنه
می خواد بعد استراحت بره تو هتل ۵ستاره یه غذای کامل بخوره

ایران و فقر؟
استغفر الله
از خشم الله بترسید مسلمونا

این زن تو لونا پارک نشسته
دستشم واسه حس قطره های بارون دراز کرده

این بچه داره تو کوچه با اسباب بازی هاش بازی می کنه

لا اله الا الله
عکس به این وضوح جای شکوه داره؟؟
دارین میبینین کنار بنز پدرش داره بستنی می خوره
ژولیدگیشم به خاطر اینه که زیادی بیرون بوده و بازی کرده
خودشو کثیف کرده

این دختر دوس داره توی باغ خصوصیشون درس بخونه!
اشکالی داره؟
تازه دو بسته آدامسم خریده برده با خودش که خودشو تقویت کنه

دیدی؟این من و تو ایم که داریم اشتباه می کنیم
باید بگیم کوروش بخواب
احمقی نژاد بیداره
خوش به حالمون عجب مملکت خوبی داریم
همه چی کامل
و همه در رفاه
آقای احمدی نژاد دکترای زبان برره رو دارن
جدا" تبحرشون در به کار بردن افعال معکوس قابل تحسین !!!![]()

خداییش دمت گرم
خدایی احمد اقتدار کمته
بابا تو دیگه کی هستی؟
دست اسکندر رو بستی!
وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیر درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت
همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی تمام سهم ملت
یه تیکه نون و باقی هم خجالت
وطن یعنی که اصلاحات چینی
وطن یعنی که روز خوش نبینی
وطن یعنی همین آیینه ی دق
وطن یعنی خلایق هرچه لایق
وطن یعنی تحمل تاب طاقت
وطن یعنی حماقت در حماقت

وای خدای بزرگ
ببازار براد پیت کساد شد
آنجلینا جولی طلاق گرفته
بوی خیانت میآد
دستشون با محمود تو یه کاسه ست![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:50 توسط angry girl
سلام به بر و بچ خوش تیپ![]()
گریه نکنین عزیزان من![]()
من بازم برگشتم
بازم می آپم براتون![]()
نازیییییییییی
گریه نکنین

میدونم دل همتون برام یه ذره شده![]()

![]()
امتحانا تموم شد![]()

این سه ماه رو می خوام بیشتر آپ کنم![]()
تا شمام حالشو ببرین![]()
دیگه دلتنگمم نشین
![]()
به زودی می آپم خیالتون راحت راحت
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:3 توسط angry girl
سلام بچه ها
چند وقته بد جور رفتم تو نخ شعر
خواستم جو رو عوض کنم
امروز در مورد نیچه می نویسم
حالشو ببرین......
زندگی
او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. این روز مقارن بود با روز تولد فردریش ویلهلم چهارم که پادشاه وقت پروس بود. به یمن این مقارنت، پدر این کودک، که سالها معلم اعضای خاندان سلطنت بود، نام فرزند خود را فردریش ویلهلم گذاشت. نام خانوادگی او نیچه بود. خود او بعدها که بزرگ شد در یکی از کتابهایش گفته:
این مقارنت به هر حال به نفع من بود؛ زیرا در سراسر ایام کودکی روز تولد من با جشنی عمومی همراه بود.
پدر فردریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا میآورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه اش زندگی کرد. این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تأثیر عمیقی بر نیچه گذاشت. وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت.
او پس از پایان تحصیلاتش در مدرسهٔ پفورتا در دانشگاه بُن به تحصیل در رشته الهیات پرداخت. در عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها میکند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» مینویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشتهاست که او نیز بر بالای صلیب کشته شد.». در ۱۷ اوت ۶۵، بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ میشود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه واژه شناسی بپردازد.او در دانشگاه لایپزیک به فلسفهٔ یونانی آشنا گردید. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور را از یک کتاب فروشی کتابهای دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری میکند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام میکند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شدهاست.
در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خواندهشد، در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته میشود:
‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!››
در ماه مارس ۱۸۶۸ بدلیل مجروحیت، تربیت نظامیش پایان یافت و درنتیجه به عنوان پرستار در پشت جبهه گماشته شد.
نیچه از بیست و چهار سالگی (یعنی درسال ۱۸۶۹تا۱۸۷۹ بمدت ده سال)به استادی کرسی واژه شناسی Philology کلاسیک در دانشگاه بازل و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب میشود. در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت میکند.او در این دوران آشنایی نزدیکی با «جاکوب برک هارت» نویسنده کتاب «تمدن رنسانس در ایتالیا» داشت. او مرید و طرفدار آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیک داشت. وی بعدها گوشهٔ انزوا گرفت و از همه دوستانش رویگردان شد.
او در طول دوران تدریس در دانشگاه بازل با واگنر آشنایی داشت. قسمت دوم کتاب تولد تراژدی تا حدی با دنیای موسیقی «واگنر» نیز سروکار دارد. نیچه این آهنگساز را با لقب «مینوتار پیر» میخواند. برتراند راسل در «تاریخ فلسفه غرب» در مورد نیچه میگوید: «ابرمرد نیچه شباهت بسیاری به زیگفرید (پهلوان افسانهای آلمان) دارد فقط با این تفاوت که او زبان یونانی هم میداند.»
با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود. در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی «پروسی» خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند. او در حالی که در آلمان، سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی میکرد بخش عمدهای از آثار معروف خود را آفرید. نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان میگذارد و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد.
«لو آندره سالومه» دختر باهوش و خوش طینت یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک ترین عشق نیچه بدل شد. او میگوید: «من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد» و «از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.»
اینها نخستین جملاتی بود که نیچه در نخستین ملاقاتش با سالومه بر زبان آورد. فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی اش، ده سال پایان عمرش را در جنون محض به سرد برد و چه غم انگیز است در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.
سرانجام در سال ۱۸۷۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن مسند استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری باثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:57 توسط angry girl
عشق
بزرگترین دروغ خداست
که ما با تفاسیر مبهم
می خواهیم آن را حقیقی جلوه دهیم
و من
آن عروسک ترد شده ای خدایم
که نمی توانم خود را انسان بنامم

همان اشرف مخلوقات !!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:41 توسط angry girl
ليلي، خودش را به آتش کشيد
خدا گفت: زمين سردش است. چه کسي مي تواند زمين را گرم کند؟
ليلي گفت: من.
خدا شعله اي به او داد. ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت.
سينه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد. ليلي هم.
خدا گفت: شعله را خرج کن. زمينم را به آتش بکش.
ليلي خودش را به آتش کشيد. خدا سوختنش را تماشا مي کرد.
ليلي گر مي گرفت. خدا حظ مي کرد.
ليلي مي ترسيد. مي ترسيد آتش اش تمام شود.
مجنون سر رسيد. مجنون هيزم آتش ليلي شد.
آتش زبانه کشيد. آتش ماند. زمين خدا گرم شد.
خدا گفت: اگر ليلي نبود، زمين من هميشه سردش بود.


عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود .
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

برو ای عشق میازارم بیش از تو بیزارم و از کرده ی خویش
من کجا این همه رسوایی ها؟ دل دیوانه و شیدایی ها؟
من کجا اینهمه اندوه کجا؟ غم سنگین چنان کوه کجا؟
شب طولانی و بیداری ها تب سوزنده و بیماریها
دیده ی شادی من کور نبود خنده از روی لبم دور نبود
من پرستوی بهاران بودم عالمی روح و دل و جان بودم
تا توای عشق به دل جاکردی سینه را خانه ی غمها کردی
سوختی بال و پرجانم را آرزوهای فراوانم را
میگریزم زتو ای اَفسونگر دست بردار ازاین دل دیگر
دل من خانه ی رسوایی نیست غم من نیز تماشایی نیست
کودک مکتب تو جانم سوخت آتشی بود که ایمانم سوخت
عشق من گرم دل و جانش کرد شعر من رخنه به ایمانش کرد
چشمم آموخت به او مستی را پا نهادن به سَرِ هستی را.![]()
.jpg)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:22 توسط angry girl
گل پر پر می کنم سر مزارت
تا ابد بارونیه چشمای یارت
رفتی افسوس گل من تو در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای زیبات

روزی آمده بودی
که من تمام نشانی ها را نوشتم
با خط بد نوشتم
و تو تمام خانه ها را گم کردی
بمن نگفتی
همسایه ها گفتند
دیر آمدی
پنجره بوی رطوبت داشت
به من نگفتی
که بیرون از خانه باران است
بمن نگفتی هوای دلت ابری است

[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:17 توسط angry girl

به شانه ام زدی که تنهایی ام را تکانده باشی؟
به چه دلخوش کنم
تکاندن برف از روی آدم برفی

زندگی هم چنان در جریان است
گاه تنها جریان مهم است
روزهاست که می گذرد
نگاهت را به پنجره دوخته ای
اما خبری از ستاره ات نیست!!!
تمام نفسهای عمیقت سراسر آه اند و آه
من فلسفه ای دارم
یا خالی یا لبریز

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید این طور نوشت
هر گلی هم باشی
چه شقایق چه گل پیچک و رز
زندگی اجباریست
باد پیچید در ترانه ی برگ
برگ لرزید از بهانه ی باد
هرکجا برگ خشک بود افتاد
باغ نالید و گفت باد مباد
در شگفتم گناه باد چه بود
برگ خشکیده بود باد ربود
باد هرگز نبود دشمن برگ
مردن برگ دست باد نبود
زندگی ذره ذره می کاهد
خشک و پژمرده می کند چون برگ
مرگ ناگاه میبرد چون باد
زندگی کرده دشمنی یا مرگ؟؟؟؟

به ناگاه زاده شدم
اندوهناک
نه به اختیار خود که به اختیار دیگران
سازی به دستم دادند تا احساساتم را
از تخلخل نیم پرده هایش تناول کنند
و زندانی که در آن
به بند کشیده شوم تا از ابتدا خیال آزادیم به سر نباشد
نه به اختیار خود....
همه جای را تیره کردند
که چشمهایم را کور بپندارم
و دیدن را در من سوالی نماند
چون نو عروسی بر حلقه دار آویخته
از آن جایی که بودنم را به از نبودن می دانستم
رفتم که یوغ این گونه بودن را
از گرده برداشته باشم
اما نه رفتنم بوی نبودن می داد و نه ماندنم مجال بودن
که خیالی بود هر آنچه بودنش ار
در سر پرورانیده بودم
خیالی...
نه به اختیار خود
که به اختیار دیگران

چیزی که از همه نیکوتر است از دسترس تو همیشه به دور است
و آن زاده نشدن نبودن هیچ بودن و در مرتبه ی بعد آن چه از همه
برای تو نیکوتر است مردن توست.(نیچه)

خدایی که همه چیز را دید از جمله انسان را!
چنین خدایی می بایست بمیرد
انسان تاب آن نداشت که چنین شاهدی زنده بماند

بوزینه در برابر انسان چیست؟؟
چیزی خنده آور یا چیزی مایه ی شرم دردناک
روزگاری بوزینه بودبد و هنوز نیز انسان از هر بوزینه بوزینه تر است.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:0 توسط angry girl

میدونی عشق از چی اومده؟؟؟
عشق از عشقه گرفته شده
عشقه یه نوع گیاه خودرو خود به خود دور درختا به رشد میکنه
بعد دور درخت رو میگیره و سر تا سرشو میپوشونه
بعد از یه مدت درخت دیگه نور بهش نمیرسه
و نمیتونه رشد کنه
عشق رو که همون علاقه ی شدید قلبی هستش
چون به عشقه شبیه این اسم رو براش انتخاب کردن

[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:50 توسط angry girl
چه قدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو گرفته
و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داده زل بزنی
و به جای این که لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته بخوای سرتو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوار غرورش همهی وجودت له شد!
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشکت گونه هاتو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی
گل من باغچه ی نو مبارک


[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:47 توسط angry girl
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پرزدن نیست که درجاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست بخند......

در شبي تاريك
كه صدايي با صدايي در نمي آميخت
و كسي كس را نمي ديد از ره نزديك ،
يك نفر از صخره هاي كوه بالا رفت
و به ناخن هاي خون آلود
روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر
شسته باران رنگ خوني را كه از زخم تنش جوشيد و روي صخره ها
خشكيد
.
از ميان برده است طوفان نقش هايي را
كه بجا ماند از كف پايش
گر نشان از هر كه پرسي باز
بر نخواهد آمد آوايش.
آن شب
هيچكس از ره نمي آمد
تا خبر آرد از آن رنگي كه در كار شكفتن بود
كوه: سنگين ، سرگران ،خونسرد
باد مي آمد ، ولي خاموش
ابر پر مي زد، ولي آرام
ليك آن لحظه كه ناخن هاي دست آشناي راز
رفت تا بر تخته سنگي كار كندن را كند آغاز ،
رعد غريد ،
كوه را لرزاند.
برق روشن كرد سنگي را كه حك شد روي آن در لحظه اي كوتاه
پيكر نقشي كه بايد جاودان مي ماند.
امشب
باد و باران هر دو مي كوبند
باد خواهد بركند از جاي سنگي را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشي را فرو شويد
هر دو مي كوشند
مي خروشند
ليك سنگ بي محابا در ستيغ كوه
مانده برجا استوار ، انگار با زنجير پولادين
سال ها آن را نفرسوده است
كوشش هر چيز بيهوده است
كوه اگر بر خويشتن پيچد،
سنگ بر جا همچنان خونسرد مي ماند
و نمي فرسايد آن نقشي كه رويش كند در يك فرصت باريك
يك نفر كز صخره هاي كوه بالا رفت
در شبي تاريك.

وقتی دلت خسته شد
دیگر خنده معنایی ندارد



[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:34 توسط angry girl









